|
441.
پرسش:
چرا برخی از دانشمندان، محققين و متفکرين به خداوند ايمان نمی
آورند؟
پاسخ: آيه سی و نهم سوره
نور روشن می کند که اينگونه دانشمندان، محققين و متفکرين چگونه فکر ميکنند.

« و
کارهای افراد بی ايمان مانند کار
آدم خيلی تشنه
ای
ميماند که "سرابی"
را در پائين ترين زمين جای جمع شدن آب و بی سنگ و درخت
"آب"
حساب می کند. تا هنگاميکه (روز رستاخيز)
پيش آن
(نامه عمل خود)
آمده
آنرا چيزی نيابد، و خدا را پيش آن بيابد. خدا نيز سپرده وی را بی کم و کاست خواهد
داد، و خدا سريع
حساب ميکند».
«سَرَاب»: منظره آب نما. (هنگاميکه تابش خورشيد سطح زمين
را داغ می کند هوای مماس با سطح زمين نيز گرم می شود. از آنجا که هوای
بالاتر از آن سردتر است و هوای گرم از
تراکم کمتری برخوردار است و سبک تر است، باهوای سرد جابجا
می شود. در اين جابجائی نور شکسته می شود و يک منظره متوهج
درست می کند که بصورت آب و جريان آب و موج آب بنظر ميرسد. چنين منظره ای که در واقع آب نيست ولی آب بنظر ميآيد
سراب ناميده ميشود).
«قيعَة»: واحد قيع است بمعنی: زمينی که سطح آن از
زمينهای پيرامون خود پائين تر است و جای جمع شدن آب است و
سنگ و درخت ندارد. «ظَمآن»:
خيلی تشنه.
جمله: "حتی
اذا جائه.."جمله استئنافی است، جمله جديدی را آغاز می
کند، و به تک تک افراد بی ايمان برمی گردد، مبنی بر اينکه
هنگاميکه روز رستاخيز بيايد و کار و انديشه خود را ببيند
می بيند که چيزی نيست همانگونه که فرد تشنه هنگام
رسيدن به
محل
سراب می بيند چيزی نيست. واژه "حتی" هنگاميکه با
فعل می آيد بمعنی "إلی أن" بمعنی "تا اينکه"
ميباشد. و
فعل
"وَفـّی" از مصدر «تـَوفِـيـَة» است بمعنی: پس
دادنِ سپرده به صاحب آن بدون کم و کاستی.

مثالی که
آيه می زند مربوط به چنين منظره ای است. آبی که می
بينيم در واقع سراب است. هنگاميکه فرد خيلی تشنه اين منظره را می
بيند دو تا گزينه دارد. يکی اينکه آنچه می بيند "سراب" است
و ديگری اينکه "آب" است. بنابر گفته قرآن،
او گزينه آب را انتخاب ميکند با اين استدلال که:
"آنجا پائين ترين سطح زمين و جای جمع شدن آب است. اگر
بارانی در اين منطقه ببارد آنجا جمع ميشود ـ اگر رودخانه
ای در اين منطقه باشد آنجا ميرود و جمع ميشود ـ آنجا درخت
هم ندارد که نشان بدهد سراب است ـ همينطور سنگ نيز ندارد
که نشان بدهد سراب است. بنابر اين آنچه من می بينم آب
است".
او با اين استدلالاتِ
درست (سراب را نفی و) آب را اثبات می کند، در حاليکه
اين استدلالاتِ درست
الزاماً (سراب را نفی و) آب را اثبات نمی کنند. آيه
گفت : کار افراد بی ايمان مانند کار اين فرد خيلی تشنه است که
چگونه برای خود استدلال ميکند و سراب را آب حساب ميکند.
دانشمندان،
محققين و متفکرين کافر از تيپ اين شخص بسيار تشنه هستند.
مبنای کار خود را بر مبنای دانشمند و محقق و متفکر بودن
خود قرار می دهند، ( يعنی آنها بگمان خود از اراذل و
سفيهان نيستند. چنانکه در آيه بيست و هفتم سوره هود، و در
آيه سيزدهم سوره بقره آمده است). مثلا می گويند منظومه
شمسی با قدرت نيروی جاذبه خورشيد بهم بند است. و نتيجه می
گيرند که نياز به خالق نيست. در حاليکه بند بودن منظومه
شمسی به نيروی جاذبه خورشيد در صورت درست بودن الزاما خالق
را نفی نمی کند. بلکه اين نتيجه گيری آنها برای متمايز
کردن خود از ديگرانی است که به گمان آنها دانا نيستند.
همينطور در رابطه با ساير علوم از جمله اينکه ذارات دارای
بار مثبت و منفی هستند که باعث حرکت آنهاست و نتيجه می
گيرند که خالق ندارد. در صورتی که در صورت درست بودن اين
دانش، اين دانش الزاما چنين نتيجه ای نمی دهد.
19 شهريور
1395
9/9/2016
قـبـلـی
بـعـدی
|