صفحه اصلی زبان فارسی

 

186. پرسش: 1. قرائت متن عربی قرآن چه فايده اي دارد؟ اين سوال امروزه از طرف بسياری از روشنفکران به خورد دانشجويان داده می شود و می گويند بايد به جای متن عربی ترجمه و تفسير خواند و چون ترجمه و تفسير هم غالبا يا گنگ يا طولانی است از زير بار آن شانه خالی مي کنند و جالب اينجاست که دليل نقلی حتی از خود قرآن هم نمي پذيرند و تنها خواهان دليل عقلی هستند. 2. ولايت فقيه به شکل کنونی آن در ايران آيا مرجعی در قرآن دارد و به آن اشاره شده يا نه؟

پاسخ: (قرآن کلام خداوند است. و کسيکه متن عربی قرآن را می خواند بهر حال کلام خداوند را می خواند و در سنت پيامبر اشاره های زيادی به اهميت آن شده است). در اینجا لازم است یکی از آموزشها و رهنمودهای قرآن را بیاموزیم. و آن اینست که قرآن ما را ملت حنیف ابراهیم می خواند (از جمله در آیه 161 سوره انعام)، یعنی دین اسلام دین حنیف است. و از افراد خواسته که در دین حنیف باشند (از جمله در آیه 30 سوره روم). حنیف یعنی: چیزیکه در درون آن میتوان حرکاتی به بالا و پائین و این طرف و آن طرف داشت. مانند میدان فوتبال که بازیکن در درون آن میتواند به اینطرف و آنطرف برود و آزادی عمل دارد.

«حنیف بودنِ دین» به این معنی است که: دین کادر و چهار چوب مشخصی دارد و در درون آن میتوان نظرات و گرایشات مختلف سیاسی ـ اجتماعی ـ فکری ـ فرهنگی و غیره داشت، در آن آزادی وجود دارد، شوری وجود دارد،  تبادل اندیشه وجود دارد، گفتگو وجود دارد، ... (و این یکی از زیبائیهای دین است).

و «حنیف بودن در دین» به این معنی است که: کسی نباید بگوید (یعنی نمی تواند بگوید): فقط این درست است، فقط این باید باشد، فقط من درست می گویم، فقط من مسلمانم، همه باید پیرو من باشند، قرآن را باید اینطور خواند، آن انحرافی است، آن باید از بین برود، و از این گونه مسائل.

پس بنابر سفارش قرآن، تا آنجا که مسائل به نحوه برخورد با قرآن و دین مربوط می شود ما می بایست دیگران را همانطور که با قرآن و اسلام راحت تر هستند بگذاریم باشند. نه کسی مسئول است که دلیلی برای کسی بیاورد و نه کسی مسئول است که دلیلی را از کسی قبول کند. کسیکه خود معنی آیات را میداند، متن عربی قرآن را می خواند و از آن استفاده می کند و کسیکه معنی آیات را نمی داند از ترجمه و تفسیر آن استفاده می کند. و این یک مسئله شخصی است و هر کسی به حال خود آگاهتر از دیگران است. پس هر که دلیل نقلی می خواهد بگذاریم دلیل نقلی بخواهد و هر که دلیل عقلی می خواهد بگذاریم دلیل عقلی بخواهد. این از حقوق تک تک افراد در دین است.

ولایت فقیه

"حاکمیت ولی فقیه" یا اصطلاح "ولی فقیه" یا "ولایت فقیه" در قرآن وجود ندارد. در قرآن در رابطه با نحوه حاکمیت و مدیریت امور "شوری" مطرح شده است. هم در سطوح پائین تر: وَ اَمـرُهُـم شـُوری بَـیـنـَهـُم: و مسائل خود را شورائی حل می کنند (شوری 38)، که به ارگانها، نهادها، مؤسسات، اداره ها و غیره مربوط می شود، و هم در سطح کشوری، که این امر شامل خود پیامبر گرامی اسلام نیز می شده است: وَ شاورهم فی الامرِ: در امور با آنها مشورت کن (آل عمران 159).

"ولایت فقیه" و "حاکمیت ولی فقیه" که در ایران هست نظر شخصی افراد بوده و در مجلس قانونگذاری آن را تصویب کرده اند و اصلی از اصول قانون اساسی شده است. بنابر آنچه از قرآن نقل کردیم مبنی بر حنیف بودن دین و حنیف بودن افراد در دین، هر کسی میتواند به ولایت فقیه معتقد باشد اما از نظر قرآن حق ندارد آنرا به دیگران تحمیل کند (مخصوصاً مسائلی از این قبیل که در قرآن وجود ندارد).

30 بهمن 1382     19 فوريه 2004

     قـبـلـی     بـعـدی

 

 

 

مقدمه

 هستی

ستارگان

منظومه شمسی

ماه و خورشيد

زمين

جو

کوهها

درياها

شب و روز
ابر و باران و تگرگ
درختان و ميوه ها

باد

جنين

بدن انسان

حيوانات حشرات پرندگان

اقوام

متفرقه

پيشبينی های قرآن

حيات

قيامت

 
 
 

 50 - 1

100- 51

150 - 101

200 - 151

250 - 201

300 - 251

350 - 301

400 - 351

450 - 401

500 - 451

550 - 501

600 - 551

650 - 601

700 - 651

750 - 701

800 - 751

850 - 801

900 - 851

950 - 901

1000 - 951

 
 
قـرآن
مـثـالـهـای قـرآن
حديث
انبياء
آيات خداوند
پوشاک و پوشش
واژه های کـلـیـدی قـرآن
حَرَج
در رابطه با سايت