|
87.
پرسش: چرا قرائتهای مختلف از قرآن وجود دارد؟
پاسخ: وقتی قرآن نازل و نوشته می شده حروف زبان عربی نقطه و حرکات کسره
و ضمه و فتحه و غیره نداشته است. خودِ عربها می توانسته اند چنین متنهائی را
بخوانند ولی وقتی دیگران می خواسته اند قرآن بخوانند نمی توانسته اند. به این خاطر
کسانی حروف قرآن را نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده اند تا غیر عربها نیز بتوانند
آنرا بخوانند، که این کار البته چیزی را به متن اصلی قرآن اضافه نمی کند و چیزی را
نیز از آن کم نمی کند. قرآن در ابتدا به شکل زیر بوده است:

بعد
این شکل بالائی به شکل زیر تغییر داده شده است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ
الرَّحِيمِ
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ
فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيل ـ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ
ـ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ
- تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ـ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ.
فرق متن بالائی با
این متن پائینی در "نقطه ها" و "حرکات" است. ولی متن همان متن است.
چرا قرائتهای
مختلفی از قرآن وجود دارد
قرائت
بمعنی خواندن است و قرائت های گوناگون از قرآن یعنی خواندن یک حرف یا یک واژه با
حروف یا حرکتهای مختلف. مثلاً در همین سوره فیل واژه « ترمیهم» وجود دارد که دو تا
قرائت دارد. یعنی به دو شکل مختلف خوانده می شود: 1) تـرمـیـهـم. 2) یـرمـیـهـم.
چرا اینطور است؟
واژه
« ترمیهم» فعل مؤنث است در جمله به پرندگان بر می گردد و آنها را فاعلِ جمله می
کند. و معنی جمله این می شود که پرندگان بوده اند که به فیل داران شلیک می کرده
اند.
و
واژه « یـرمـیـهـم » فعل مذکر است و در جمله به خداوند بر می گردد و وی را فاعل
جمله میکند. و معنی جمله این می شود که این خداوند بوده که (از طریق پرندگان) به
فیل داران شلیک می کرده است.
حالا
آن کسیکه فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که کسیکه به فیل داران شلیک می کرده
پرندگان بوده اند دو تا نقطه بالای حرف اولی گذاشته و حرف « تـ » درست کرده و
خوانده: «ترمیهم». و آنکسی که فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که خداوند شلیک
می کرده دو تا نقطه زیر حرف اولی گذاشته و حرفِ « یـ » درست کرده و خوانده «
یـرمـیـهـم ». اختلاف فقط در گذاشتن دو تا نقطه در زیر حرف یا بالای آنست که نتیجه
آن درست شدنِ حرفِ « تـ » یا حرفِ « یـ » است.
قرائت های مختلف در جاهای دیگر قرآن هم به همین ترتیب مربوط به نقطه گذاری و حروف
گذاری است و تعداد آنها البته زیاد نیست. و همینطور مشخص نمودن آغاز جمله و پایان
جمله ها در آیات بزرگِ چند جمله ای است، که در قرآنها فرق می کند ولی متن همان متن
است. و چنانکه گفتیم این کار چیزی را از قرآن کم نمی کند و چیزی را به آن اضافه نمی
کند.
همينطور
عربها چند لهجه مختلف دارند و زبان عربی را با چند لهجه مختلف می خوانند، (چنانکه
فارسی زبانان نيز دارند. مثلاً: گُفتَم - گُفتِم - گُفتُم). مثلا در آيات 31 تا 34
سوره قيامت:
فَلَا
صَدَّقَ وَلَا صَلَّى (31)
وَلَكِن
كَذَّبَ وَتَوَلَّى (32) ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى (33) أَوْلَى لَكَ
فَأَوْلَى (34)،
يک لهجه واژه های:
"صَلَّى،
تَوَلَّى،
يَتَمَطَّى
و
أَوْلَى"
را با
حرف "ياء" در آخر می خواند و يک لهجه آنها را با صدای حرف "الف". يعنی: صَلّا -
صَلّی، تَوّلّا - تَوَلّی، يَتَمَطّا - يَتَمَطّی، أولَا - أولی".
28
فـروردین 1382
17 آوريل 2003
قـبـلـی
بـعـدی
|