|
412.
پرسش: يک
کف خوان کف مرا خواند و همه آنچه در مورد من گفت درست بود. نظر شما در مورد کف خوانی چيست؟
پاسخ:
کف خوانی يکی از رشته های سحر است. کسانيکه با سحر کار می
کنند و ساحر هستند به مردم نمی گويند ساحر هستند. و مردم آنها
را بنامهائی مانند شیخ، خليفه، ملا، مريد، مولا، پير طريقت، روحانی،
عارف، کف خوان، تسبيح خوان، فنجان خوان و مواردی از اين قبيل می شناسند.
سحر چيست؟
سحر "خدمت
انسان به شيطان" و "خدمت متقابل شيطان به انسان"
است (وشيطان جن کافر است). وقتی انسان به جن خدمت می کند
ساحر می شود. جن چه خدمتی از انسان می خواهد؟
جن دشمن انسان هستند و از انسان می خواهد که به خداوند کفر و شرک
بورزد و بر خلاف دين عمل کند تا به جهنم برود. مثلا از انسان می خواهند
لخت شده نماز بخواند، آيات قرآن را با پليدی و تحريف شده بنويسد،
حيوانی را بنام شيطان يا نامی غير از نام خداوند سر ببرد،
آيات قرآن را با خون بنويسد، از ورقهای قرآن کفش درست کرده
بپوشد، به خويشان خود
تجاوز جنسی کند. با انجام يکسری از کارهای اينچنينی، انسان
از جن رأی اعتماد گرفته ساحر می شود. و از جن رمزی را برای
صدا زدن وی دريافت می کند (مثلا واژه
شَمشَموش). هر گاه ساحر با جن کار داشت، با آن رمز او را صدا زده
جن حاضر ميشود و ساحر خواست خود را مطرح می کند.
ابتدا جن خدمتی را از ساحر طلب ميکند (مثلا يکی از موارد
نامبرده)، پس از انجام آن توسط ساحر، جن به نفرات
تحت امر خود (يعنی جنهای تحت امر خود) دستور می دهد به ساحر خدمت کنند. جن هرگز خدمت رايگان برای
کسی نمی کند. بترتيب زير:
1. ساحر
جن را صدا زده می گويد می خواهم کف دست مردم بخوانم. جن
خدمتی را از ساحر درخواست می کند. پس از انجام آن توسط
ساحر، جن اعلام همکاری می کند. طبق آيه یيست و سوم
سوره قاف، هر کسی از ما يک قرين (يک همراه و همنشين)
از ملائکه با خود دارد، و طبق آيه بيست و هفتم همان سوره
يک قرين از جن. کف خوان به دست ما نگاه کرده می گويد ببينم
وضعيت عموهای شما چگونه است و مکث می کند! جنی که
با آن کف خوان کار می کند، اين پرسش را از قرين شيطانی ما
پرسيده و در گوش کف خوان به کف خوان می رساند. کف خوان هم
آنها
را به ما می گويد. مثلا به ما می گويد که ما چند تا
عمو داريم، چه نام دارند و چکار می کنند. و همه را هم درست
می گويد. بعد کف خوان می گويد ببينم ديروز چه خورديد، کجا
خورديد و مکث ميکند. جن
اينها را از قرين شيطانی ما پرسيده به کف خوان می رساند.
کف خوان هم به ما ميگويد و همه را هم درست می گويد.
کف خوان اين کار را آنقدر ادامه می دهد تا جائی که ما را
به اين باور برساند که زندگی و سرنوشت ما در کف دست ما
نوشته شده و او می تواند آن را بخواند (در حاليکه آن
اطلاعات را از قرين شيطانی ما بدست ميآورد). بعد شروع می کند به
آينده گوئی در مورد ما، که البته همه دروغ و خالی بندی
است (کسی غير از خداوند آينده را نمی داند). پس کف خوان در واقع کف دست ما را نمی خواند و چيزی
نيز در کف دست ما نوشته نشده، بلکه او ساحر است و اطلاعات
خود را از جن ميگيرد که او نيز از قرين شيطانی ما می گيرد.
2.
ساحر جن را صدا زده به او می گويد می خواهم بدانم امروز در
فلان شهر چه اتفاق مهمی می افتد. ابتدا جن خدمتی را از
ساحر درخواست می کند. پس از انجام آن توسط ساحر، جن به
جنهای تحت امر خود دستور ميدهد که به فلان شهر رفته خبر
مهم را برای ساحر بياورند. از آنجا که جن سريع
است (يا بعبارتی ديگر زمان او با زمان ما فرق ميکند)، هر
گاه اتفاق مهمی می افتد سريعا ( پيش از اينکه آن خبر به
رسانه ها رسيده بگوش مردم برسانند) به ساحر می رسانند.
ساحر ادعا می کند که ميداند امروز فلانجا فلان اتفاق می
افتد واينکه او صاحاب کراماتی است و منبع دانائی او به اين
حادثه همان کرامات او است. پس از آن طبعا آن خبر به ما می
رسد و حرف ساحر درست است ولی منبع آن خبر طبعا کرامات وی
نيست بلکه جن است.
3. ساحر جن را صدا زده می
گويد می خواهم بدانم فلانی کجاست. ابتدا جن از ساحر
خدمتی درخواست می کند. پس از انجام آن توسط
ساحر، جنی که با ساحر کار می کند از جنهای تحت امر خود می
خواهد بروند دنبال آن شخص بگردند. آنها شخص را پيدا کرده
جای او را به ساحر می گويند. ساحر هم آنرا به ما می گويد.
اگر کسيکه جنها دنبال او می گردند مؤمن باشد و خود را با
آيات و دعاهای مربوطه در پناه خدا قرار بدهد جنها نمی
توانند او را بينند. آنها برگشته به ساحر می گويند همه جا
گشتيم او را پيدا نکرديم.
4. ساحر جن را صدا زده می گويد می خواهم مردم را جمع کرده
بطور عمودی از ساختمان بالا بروم، يا سجاده را در هوا پهن
کرده روی آن نماز بخوانم، يا روی آب راه بروم. جن ابتدا از
ساحر خدمتی را طلب می کند. پس از انجام آن توسط ساحر، جن از نفرات تحت فرمان خود می خواهد سجاده را در
هوا نگهداشته ساحر روی آن نماز بخواند، يا زير او را گرفته
عمود بر ساختمان از ساختمان بالا برود، يا روی آب راه
برود. ما طبعا جن را نمی بينيم و گمان می کنيم که او صاحب
کراماتی است.
5. کسی پيش ساحر می رود و می گويد من می خواهم از اصابت
گلوله يا چاقو در امان باشم ( مبلغی نيز به ساحر پرداخت می
کند). ساحر جن را صدا کرده می گويد می خواهم برای اين شخص
حجاب بنويسم. جن از ساحر می خواهد حيوانی را بنام شيطان
سر ببرد و با خون آن و با پليدی آيات قرآن را تحريف شده
بنويسد، همينطور طلسمهائی را رسم کند. بعد در چيزی مثلا پوست سگ پيچانده ببندد. پس از
انجام اينکار توسط ساحر، جن به نفر يا نفرات خود دستور می
دهد که صاحب اين نوشته را از اصابت گلوله و چاقو حفظ کنند.
از آنجا که جن از گلوله سريعتر و قويتر است و گلوله را مي
بيند، جلو
گلوله را می گيرد. اگر آن نوشته را از آن شخص بگيريم و در
ميان گوشت بگذاريم، گلوله وارد آن گوشت نمی شود و چاقو نمی
تواند آن را ببرد. جن مسئوليت دارد صاحب آن نوشته را در
مقابل گلوله و چاقو حفظ کند. اگر آن نوشته را باز کنيم جن به مسئوليت خود خاتمه می دهد و ديگر صاحب آن
نوشته را حفظ نمی کند ( او مسئوليت دارد فقط تا زمانيکه
اين نوشته باز نشده صاحب آنرا حفظ کند).
6. ساحر جن را صدا زده به او می گويد می خواهم مردم را در
قبرستان جمع کرده مرده زنده کنم. جن ابتدا از ساحر خدمتی
را طلب ميکند. پس از
انجام خواسته جن، جن اعلام آمادگی می کند. سر قبر، جن از قرين شيطانی مرده می خواهد که از قبر بيرون
بيايد. قرين شيطانی فرد مرده نيز در شکل و شمایل آن فرد
مرده و با صدای او از قبر بيرون می آيد. ساحر از او مثلا
می پرسد: تو کجا مردی؟ آن قرين شيطانی نيز با صدای همان
فرد مرده، مثلا می گويد من فلان جا مردم يا در حادثه کشته
شدم. پس از يکسری پرسش و پاسخ، ساحر از او می خواهد به قبر
خود برگردد. با اينکار ساحر ادعا می کند مرده زنده می کند.
در حاليکه آنکه از قبر بيرون می آيد قرين شيطانی آن فرد
مرده است نه خود او. از آنجا که مسلمانان می دانند کسی غير
از خداوند مرده را زنده نمی کند، ساحران اين کار را در
کشورهای مسلمان اين کار نمی کنند.
7. کسی پيش ساحر می رود می گويد می خواهم فلان زن از همسر
خود جدا شود ( مبلغی نيز به ساحر می دهد). ساحر جن را صدا
زده اين مسئله را با او مطرح می کند. جن خدمتی را از ساحر
طلب می کند. پس از انجام آن توسط ساحر، جن به نفرات تحت
امر خود دستور می دهد آن زن و شوهر را به جدائی بکشند.
مثلا هرگاه آن مرد به خانه می آيد، جن در و پنجره را بهم
می زند. شوهر به زن می گويد يکی اينجا بود فرار کرد! چه
کسی پيش تو بود؟ يا مثلا شماره تلفنی را از کيف دستی زن به
زمين می اندازد. آن مرد می بيند و می پرسد اين شماره مال
چه کسی است. خلاصه جن با کارهای اينچنينی آن دو نفر را به
جدائی می کشاند.
خنثی سازی سحر
در جائی که اذان گفته می شود، سوره های بقره، صافات و دخان
خوانده می شود، جن محل را ترک ميکند (جن نميتواند اينها را
تحمل کنند). بنابر اين، سحر، هر کاری که باشد خنثی
ميشود. يعنی مثلا گلوله وارد بدن کسی می شود که حجاب با
خود دارد، چون جن در آنجا حضور ندارد که گلوله را بگيرد.
بنابر اين هرگاه کسی تحت هر نامی يک کار خارق العاده ای
کرد، از يکی بخواهيد اذان بگويد، يکی سوره بقره بخواند،
يکی سوره صافات و ديگری سوره دخان.
26 تير 1393
17/7/2014
قـبـلـی
بـعـدی
|