|
303. پرسش:
آيا از نظر قرآن قلب جای تفکر است؟
پاسخ: واژه
« قَلب» بمعنی: وارو شدن،
وارونه شدن، پشت و رو شدن، نيم دايره چرخيدن، 180 درجه چرخيدن است. فعل آن هم بصورت
فعل ناقص ميآيد که بر صيرورت (تحول و دگرگونی) دلالت دارد بمعنی: شدن و گشتن، و هم
بصورت فعل اصلی بمعانی نامبرده شده. (واژه های انقلاب و تقلب که ما در زبان فارسی
با آنها آشنا هستيم نيز از همين واژه قلب ميآيند).

به "مغز
و انديشه" قلب گفته شده، بخاطر اينکه "وارونه و متحول و دگرگون" ميشود. يعنی امروز
اينطور می انديشد فردا برعکس آن، امروز اين را قبول دارد فردا ندارد. به قلبی
که در سينه هست "قلب" گفته شده، بخاطر اينکه "وارونه و متحول و دگرگون" می شود.
امروز اين را دوست دارد فردا ندارد، امروز شادمان است فردا اندوهگين.
از آنجا که قلبی که در سينه هست بنوعی مرکز موجود زنده هست، واژه قلب رفته رفته به
"مرکز و ميانه" هر چيزی اطلاق شده است. و بعد به اين اعتبار به "بخش ناب و خالص" هر
چيزی قلب اطلاق شده است. به چيزهای ديگری از جمله "آگاهی ـ دستبند زنان ـ و مار
سفيد"
نيز قلب گفته شده است. جمع آن قُلُوب.
در قرآن آيه ای که
بگويد قلبی که در سينه است جای تفکر است وجود ندارد.
8 ارديبهشت 1387
27 آوريل 2008
قـبـلـی
بـعـدی
|