|
207. پرسش:
کسانی
معتقدند که دین برای زندگی ضروری نیست، آنها وجدان یا
اخلاق یا علم و یا مواردی از این قبیل را کافی می دانند.
پاسخ: مبنای روابط
انسانها
مواردی از قبیل
دین، اخلاق، اخلاق گرائی، وجدان، علم، خرد، خردگرائی، آموزش و
پرورش و غيره نیست، بلکه مــنــافــع است. الفبای مبنای روابط
پدیده ها منافع است. هر پدیده ای بر مبنای منافع خود با پدیده های دیگر رابطه
برقرار می کند. و منافع
در اينجا یعنی سود و زیان.
دین منافع مشخص
می کند، هر یک از مکتب های دیگر هر کدام منافع مشخص می کنند ـ
مبنای وجدان منافع است
ـ مبنای اخلاق منافع است
ـ مبنای تربیت منافع است (ما در تربیت یاد می گیریم که سود و زیان ما کدام است و
چطوری سود و زیان خود را بشناسیم) ـ مبنای
پیشرفت سود و زیان است ـ مبنای روابط کشورها سود و زیان است ـ مبنای قوانینی که تصویب می شود سود و زیان است.
(مبنای
رعایت کردن یا نکردن آن نیز سود و زیان است.
آنکه قانون را رعایت می کند بسود خود رعایت می کند،
و آنکه
رعایت نمی کند نیز بسود خود رعایت نمی کند، و آنکه بزیان خود رعایت می کند
نیز باز هم بسود خود رعایت می کند. یعنی زیان کوچک تری در حال حاضر را فدای سود
بزرگ تری در دراز مدت می کند) ـ روانشناسی نوعی سود و زیان شناسی است (ما
اگر هزار ساعت پای صحبت روانشناسان با مردم بنشینیم چیزی غیر از اینکه: این کار بکن
بسود توست و اینکار نکن بزیان توست، به کسی نمی گویند) ـ ... و همینطور همه مسائل
دیگر همه و همه بر مبنای سود و زیان است.
هر کسی بسته به سقف
فهم و شعور و دانائی و بینش و نگرش و
تجربه و جهان بینی خود، آنچه را به سود خود می بیند آنرا انتخاب می کند.
آنکه به خدا ایمان دارد سود و زیان خود را در خدا پرستی و مذهب می بیند و مذهب را
می پذیرد و رهنمودهای آن را برنامه زندگی خود می کند. و آنکه خدا را باور ندارد
طبعاً سود و زیانی هم در مذهب برای خود نمی بیند و منافع خود (یعنی سود و زیان خود)
را در چیزهای دیگری جستجو می کند. خلاصه اینکه دین و وجدان و غیره، اینها هیچکدام
مبنای چیزی نیستند بلکه الفبای مبنای روابط انسانها و زندگی انسانها (و همینطور
سایر موجودات زنده) مـنـافـع یعنی "سود و زیان" است.
23 شهريور 1383
14 سپتامبر 2004
قـبـلـی
بـعـدی
|