صفحه اصلی زبان فارسی

 

191. پرسش: برخی می گویند نجابت و شرافت زن در حجاب وی نیست. برخی می گویند حجاب از فرهنگ مردسالاری است. برخی می گویند حجاب نوعی تبعیض میان زن و مرد است و موی زن و مرد با هم فرقی نمی کند. برخی میگویند حجاب نوعی عقب ماندگی است و با دنیای متمدن و پیشرفته امروزی نمی خواند و مربوط به گذشته بوده است!

پاسخ: البته تصحیح می کنیم که در قرآن پوشش برای زنان تعیین نشده بلکه برای «مؤمنات» تعیین شده است. مؤمنات بمعنی زنان مؤمن است. و زنان مؤمن بمعنی: زنانی است که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و رهنمودهای قرآن را در زندگی خود بکار می گیرند و می خواهند رستگار شوند. وقتی کسی می گوید قرآن یا دین گفته زن باید پوشش داشته باشد، و یا زنی را به نام خدا و دین وادار به داشتن پوشش می کند، به خدا دروغ بسته است.

« و به زنان ايماندار بگو: نگاه خود را بگيرند (همه جای ديگران نگاه نکنند)، و باسن خود را بپوشانند و زيبائی ساختگی خود را نشان ندهند مگر آنچه از آن پيدا می ماند (يعنی زيبائی و آرايش پوشاک و زيور آلات)،  و روسری خود را روی گريبان خود بيندازند، و زيبائی ساختگی خود را (يعنی آرايش خود را) جز به همسران خود، پدران خود، پدران شوهر خود، فرزندان خود، فرزندان شوهران خود، برادران خود، پسران برادران خود، پسران خواهران خود، زنان خود (يعنی زنانی که دوستان زندگی هستند و به خانه رفت و آمد دارند)، زنانی که در زندگی و خانواده آنها کار می کنند، مردان (خويشاوند و غير خويشاوندی که بدليل کهولت سن يا نوعی بيماری) همراه خانواده هستند و احساس جنسی ندارند و کودکانی که از جاهای جنسی زنان هنوز آگاه نشده اند نشان ندهند. و پای خود را زمين نزنند برای اينکه زيبائيهای ساختگی خود (زيور آلات) که در پنهان دارند دانسته شود. و ای ايمانداران همگی به خدا برگرديد (اينگونه تفکرات و رويه ها را کنار بگذاريد) با اميد رستگار شدن».  

"زینت" بمعنی «زیبائی ساختگی» است (شامل آرايش و زيور آلات و موارد مشابه آن همه می شود). و به هر چیزی که چیزی را زیبا می کند و می آراید زینت اطلاق می شود .

"فروج" جمع فرج است بمعنی شکاف، و از جمله به قسمت باسن بدن انسان که بدن در آنجا شکاف برمیدارد فرج اطلاق شده است. و در آیه به این معنی بکار گرفته شده است.

چنانکه در آیه دیدیم مبنای گفتار آیه در زمینه پوشش، مسئله نجابت یا شرافت، فرق داشتن موی زن و مرد، یا سالاری کسی بر کسی نیست، بلکه مبنای آن جنس و احساس جنسی بود. جنس و احساس جنسی غریزه و غریزی است. غریزه یعنی چه؟

وقتی یک انسان گرسنه غذا را می بیند دهان وی آب می اندازد. هـمه افکار وی درجا به فـراموشی سپرده میشود. چون وقتی دهان آب می اندازد اشتها بر هوش و فهم و درک انسان غلبه می کند. نگاه به غذا و بوی غذا حواس انسان را تحريک میکند. چشم و بينی سيگنالهائی را می گيرند که مغز از آنها بهره مند می شود، درست مانند بهره مندی آن از طريق سيگنالهائی که اعصاب سطح بدن در اثر تماس با اشياء به مغز می فرستند و مغز از آنها بهره مند می شود. از آنجا که عادت در اشتها نقش زیادی بازی می کند، چشمها نيز در خوردن به سهم خود شریکند و بنوعی می خورند. به این معنی که از طريق اعصاب به مغز اطلاع می دهند که مثلاً غذا آشنا است يا نه، همينطور غذا چه رنگ درست شده، سفره چقدر دلنشين و زيبا چيده شده، فضا چگونه پرداخته شده، و به این شکل پیام و نوید خوشکامی و گوارائی آن را به مغز می دهند.

این واکنش مغز و بدن انسان نسبت به غذا "غریزه" است و غریزه در همه هست. غذا برای غریزه یک چیز دوست داشتنی، خوردنی، لذت بردنی و سیر شدنی است. و غریزه چیزی بنام اینکه این آقا یا خانم با فرهنگ است یا بی فرهنگ، با سواد است یا بی سواد، غربی است یا شرقی، انسان عصر پارینه سنگی است یا قرن بیست و یکمی، استاد دانشگاه است یا هنوز کمی مانده که استاد بشود، خردگرا است یا غذا گرا، یک فیلسوف غربی است یا یک تاجر آسیائی، ... و غیره را نمی شناسد. اگر در منشور حقوقی سازمان ملل حق و حقوقی برای غذا به رسمیت شناخته شود و از افراد بشر خواسته شود که نوع نگاه و برخورد خود به غذا را تغییر بدهند نیز، غریزه ما نسبت به غذا تغییری نخواهد کرد، و غذا برای غریزه ما همچنان یک چیز خوردنی و لذت بردنی و از آن سیر شدنی خواهد بود.

 

مسئله جنسی و غریزه جنسی نيز دقيقاً مانند غریزه گرسنگی و غذا است. در یک کتاب علمی سوئدی بنام انسان معجزه، ( که جلد  آن  را  در  تصویر می بینیم)، و یک کتاب کاملاً علمی است و بحث آن بدن انسان است، در صفحه 176 خود راجع به نگاه زنان به مردان و مردان به زنان صحبت می کند. خطوط روی تصویرها مسیر حرکت نگاه مردان به بدن زنان و نگاه زنان به بدن مردان را نشان می دهد. و در رابطه با نگاه زنان به مردان می نویسد: وقتی که زنان متوجه مردی می شوند مدت بیشتری به چهره و قسمتهای بالای بدن نگاه می کنند، و برخلاف آنچه گمان می کنند کمتر به میان ران و تهیگاه مردان نگاه می کنند. (یعنی زنان در نظر سنجی گفته بوده اند اند که بیشتر به محل میان ران و تهیگاه مردان نگاه می کنند ولی در عمل بیشتر به بخشهای بالائی بدن مردان نگاه می کنند. در یک برنامه تلویزیونی سوئدی دانمارکی که ویژه زنان بود و مردان در آن شکلکهائی در می آوردند و یکی برنده می شد نیز مجری برنامه از زنان می پرسید: شما زنان در نگاه خود به مردان به چه چیزی نگاه میکنید؟ بیش از نود درصد آنها می گفتند: به باسن. پس علت اینکه در این  تحقیق که با دوربینهای مخفی انجام شده زنان بیشتر به بخش بالائی بدن مردان نگاه می کرده اند،  این است که این تحقیق مربوط نگاه مردان به زنان و زنان به مردان از روبرو است). بهرحال این کتاب از جمله می نویسد: يک نگاه به يک اندام جنسی کافی است که آتش نيروی جنسی انسان را و شعله ور کند.  بررسی های علمی که با دوربينهای مخفی انجام شده نشان می دهد که مردان: در اولين نگاه خود به زنان، ابتدا به چشم آنها نگاه می کنند. بعد نگاه خود را به قسمتهای پائين تر بدن می کشند (يعنی: به پستانها و محدوده باسن نگاه می کنند). با ديدن موارد مزبور بدن بيننده برخی واکنشهای فيزيولوژيکی نشان می دهد. احساس تحريک شـده توسط نـــگــاه  يا بو (يا تماس) به بخـشهای مختـلف مربوطه در مغز می رود و آنجا روی آن کار می شود. وقـتی آن تحريک مربوط به احساسات، بعنوان يک مسئله جنسی تهييج کننده فهميده می شود، سيستم عصبی  مربوطه وسيله تحريک و بکار اندازی اندامهای جنسی بعدی را فراهم می کند. نقش چشم در برخورد با مسائل جنسی مانند نـقـش آن در برخورد با غذا است. چشمها مانند اعصاب حسی در سطح بدن سيگنالهائی به مغز می فرستند و مغز از آنها بهره مند می شود.

بنابر این بدنِ پیدا یا برجسته یک زن برای یک مرد دیدنی، تماشائی و لذت بردنی است. و این غریزی است و در همه هست. هر زنی که با لباسهای کوتاه یا با اندامی برجسته بیرون می آید (يعنی مثلا شـلـوار و پيراهـن تنگ می پوشد و باسن و سينه و بدن خود را برجسته می کند) در مــعـرض بــهــره وری جـنـسـی مـردان است. و اینکه وی مثلاً یک خانم با فرهنگ است یا بی فرهنگ، روانشناس است یا هنوز نشده، با سواد است یا بی سواد، غربی است یا شرقی، انسان عصر پارینه سنگی است یا قرن بیست و یکمی، نجیب است یا نانجیب، به برابری زن و مرد معتقد است یا نیست،...هیچ  فرقی نمی کند. غریزه این چیزها را نمی شناسد. غریزه منشور جهانی حقوق بشر در زمینه حقوق زن و مرد را نیز هم نمی شناسد.

این نحوه نگاه زن به مرد و مرد به زن، برای کسانیکه به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارند طبعاً چیز مهمی نیست، و از آنجا که در جهان ماده هیچ مبنای منطقی و معقولی برای خوب و بد وجود ندارد، نمی بایست هم برای آنها اهمیت داشته باشد. ولی برای کسانیکه به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، و رهنمودهای قرآن را بکار می گیرند که رستگار شوند، در قبال استثمار جنسی نمودن دیگران و یا خود را در معرض بهره وری و استثمار جنسی دیگران قرار دادن احساس مسئولیت می کنند.

راه حلی که قرآن برای این مسئله ارائه داد نیز یکی این بود که فرد نگاه خود را بگیرد (یعنی نگاه جنسی نکند و به جاهای جنسی دیگران نگاه نکند)، و دیگری این بود که خود را از نگاهِ جنسی دیگران بپوشاند. که برای زنان مؤمن انداختن روسری روی گریبان و برجسته نکردن باسن و بدن خود بود، که یکی از حالات آن را در تصویر می بینیم. بستن موی سرِ زن نیز بخاطر اینست که موهای باز زن، بویژه وقتی افشان و پریشان است، برای مرد نمودِ جنسی دارد.

اما در رابطه با بخش آخر پرسش مبنی بر اینکه "پوشش  نوعی عقب ماندگی است و با  دنیای  تمدن  و  پیشرفت نمی خواند"، نیز روشن است که این گفته غلط است و پیشرفت و تمدن ارتباطی به نوع پوشش ندارد. در تصاویر می بینیم که پوشش مربوط به جهان عقب مانده گذشته نیست.

7 اسفند 1382     26 فوريه 2004

     قـبـلـی      بـعـدی

 

 

 

مقدمه

 هستی

ستارگان

منظومه شمسی

ماه و خورشيد

زمين

جو

کوهها

درياها

شب و روز
ابر و باران و تگرگ
درختان و ميوه ها

باد

جنين

بدن انسان

حيوانات حشرات پرندگان

اقوام

متفرقه

پيشبينی های قرآن

حيات

قيامت

 
 
 

 50 - 1

100- 51

150 - 101

200 - 151

250 - 201

300 - 251

350 - 301

400 - 351

450 - 401

500 - 451

550 - 501

600 - 551

650 - 601

700 - 651

750 - 701

800 - 751

850 - 801

900 - 851

950 - 901

1000 - 951

 
 
قـرآن
مـثـالـهـای قـرآن
حديث
انبياء
آيات خداوند
پوشاک و پوشش
واژه های کـلـیـدی قـرآن
حَرَج
در رابطه با سايت