|
118.
پرسش: در قسمت پرسش و پاسخ شما ( در پرسش 108) به اين سؤال بر خوردم: آيا از
نظر قرآن عمر انسان از پيش تعيين شده است؟ اما در آيه دوم از سوره انعام داريم كه:
[6:2] هو الذي خلقكم من طين ثم قضى اجلا واجل مسمى عنده ثم انتم تمترون [6:2]
اوست که شما را از گل آفريد، سپس طول عمر شما را از پيش تعيين کرد، طول عمري که فقط
او آن را مي داند. با وجود اين، شما به شک خود ادامه مي دهيد. آيا اين آيه نشانهء
اين نيست كه خداوند عمر انسان را از پيش تعيين كرده است؟ و يا در آيه 11 از
سوره فاطر : [35:11] والله خلقكم من تراب ثم من نطفة ثم جعلكم ازوجا وما تحمل
من انثى ولا تضع الا بعلمه وما يعمر من معمر ولا ينقص من عمره الا في كتب ان ذلك
على الله يسير [35:11] خدا شما را از خاک، سپس از قطره اي کوچک آفريد، سپس او
باعث مي شود که شما از طريق همسرانتان توليد مثل کنيد. هيچ مؤنثي بدون دانش او
باردار نمي شود و نمي زايد. هيچ کس عمر طولاني نکند و عمر هيچ کس کوتاه نشود، مگر
بر طبق پرونده اي موجود. اين براي خدا آسان است. و يا در آيه 42 از سوره زمر :
[39:42] الله يتوفى الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها فيمسك التي قضى
عليها الموت ويرسل الاخرى الى اجل مسمى ان في ذلك لاءيت لقوم يتفكرون [39:42]
خدا نفس ها را هنگامي كه عمرشان به پايان مي رسد و همچنين به هنگام خواب مي ميراند.
اين چنين، او برخي را در خلال خوابشان مي برد، در حالي كه ديگران اجازه دارند تا
مدتي كه از پيش براي آنها تعيين شده است، به زندگي ادامه دهند. اين بايد درس عبرتي
باشد براي مردمي كه تفكر مي كنند.
پاسخ: انعام
2: « هُـوَ الّـَذِي خـَلـَقـَكُمْ مِـنْ طِـيـنٍ ثـُمَّ قـَضَـى أَجَـلاً
وَأَجَـلٌ مُـسَـمًّى عِـنـْدَهُ ثـُمَّ أَنْـتـُمْ تـَمْـتـَرُونَ: اوست که شما را
از گِـل (یا در گِـل) آفرید. بعدها زمانی را گذراند. و زمانِ مشخص پیش اوست. بعدها
شما چیزهائیکه (برای شما) قطعی نیست می گوئید».
آیه
می گوید: خداوند شما را از گِـل یا در گِـل (که از نظر معنی هردو درست است) آفرید.
انسان البته از گِل یا در گل آفریده نشده، آیه مجاز است و نتیجه کار را بیان
کرده، و منظور آن اینست که خدا چیزی را در گِـل آفریده
بوده که نتیجه آن قرار بوده انسان بشود (یعنی حیات اولیه را در گِل یا از گِـل آفریده بوده)، چنانکه
مثلاً وقتی قرآن در آیه 11 سوره انفال می گوید که خدا باران را فرستاد که گامهای
شما را سفت و استوار کند، باران گامهای انسان را سفت و استوار نمی کند، بلکه باران
چیزِ دیگری را (یعنی شن و
ماسه را) سفت می کند و نتیجه آن سفت و استوار شدن گامها
می شود.
بعد
می گوید: «
ثـُمَّ قَضَى أَجَلاً
: بعدها زمانی را گذرانید». یعنی
آن چیزی که قرار بوده انسان بشود مدتی یکنواخت و بدون تحول بوده و بعدها شروع کرده
به متحول شدن رو به انسان شدن. و "زمانی را گذراند" مربوط به زمان تحول
و تکامل حیات اولیه تا پیدایش انسان است. ("زمانی را گذراند" یعنی زمانی گذرانده شده و تمام شده و مربوط
به گذشته بوده).
بعد
می گوید: «
وَأَجَـلٌ مُسَمًّى عِـنْـدَهُ: و زمان مشخص پیش اوست». یعنی: زمانی که آن حیات
اولیه طی کرده تا انسان پیدا شده را فقط خدا می داند.
و
بعد می گوید: «
ثـُمَّ أَنْـتـُمْ
تـَمْـتـَرُونَ: بعدها شما چیزهائیکه برای شما قطعی نیست می گوئید». یعنی بعدها (که
منظور دوران ما باشد) انسان از زمان حیات اولیه
تا پیدایش انسان را تخمین
میزند، حدس میزند، برآورد می کند، گمان پردازی می کند، و مواردی از این قبیل که
برای خودِ وی نیز قطعی نیست.
فاطر
11: « ... وَ مَا يُـعَـمَّـرُ مِنْ مُـعَـمَّـرٍ وَ لا يُـنْـقـَصُ مِـنْ
عُـمُـرِهِ إِلاّ فِی كِـتَابٍ ...: و هيچ عمر کننده ای که طولانی عمر می کند و عمر
کننده ای که از عمر آن کوتاه میشود (یعنی مثلاً کشته میشود یا مریض میشود و می میرد
و همه عمر طبیعی خود را نمی کند) نيست که در کتابی نباشد».
آیه
نمی گوید "عمر انسان از پیش تعیین شده"، بلکه می گوید چیزیکه عمر می کند (انسان و
غیره): عـُمـر وی در کتابی هست. یعنی: عُــمــری
که می کند در کتابی هست، یعنی "تعداد سالهائی که عمر کرده بوده" و "زمانی که وی در
قید حیات بوده" در کتابی هست و باقی مانده و می ماند. یعنی مثلاً میتوان فهمید که
"صاحب یک اسکلت "چند سال عمر کرده بوده" و "چه دورانی زندگی می کرده بوده".
مثالهائی در این رابطه در بخش مسائل متفرقه در این سایت آمده است.
زمر 42:
« اللَّهُ يَـتـَوَفَّى الأَنـْفـُسَ حِـيـنَ مَوْتِهَا
وَالَّـتِی لَمْ تَمُتْ فِي مَـنامِهـَا. فـَيـُمـْسِـكُ الـَّتِي قَضَى
عَـلـَيـْهـَا الْـمـَوْتَ وَ يـُرْسِـلُ الْأُخـْرَى إِلَى أَجـَلٍ مُسَمًّى إِنَّ
فِی ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِـقـَوْمٍ يَـتـَفـَكـَّرُونَ :
خدا خويشتنِ خود آگاه انسان را هنگام مرگ مي گيرد، و حتی خويشتن خودآگاهِ آنکه در
خواب ديدن خود نمی ميرد نيز می گيرد. بعد خويشتنِ خودآگاهِ آنکه وقت مرگ وی رسيده
را نگه می دارد و آنکه نرسيده را تا زمان مشخصی پس
ميفرستد. در اين زمينه برای
افراد انديشمند نکاتی وجود دارد».
آیه
می گوید خداوند خویشتن خودآگاه انسان را هنگام خواب دیدن می گیرد، بعد آنکه مرگ بر
وی بگذراند (یعنی از نظر خداوند وقت مرگ وی هست) را نگه می دارد، و دیگری (یعنی:
خويشتنِ خودآگاهِ آنکه مرگ را بر وی نگذرانیده) را تا زمان مشخصی (یعنی تا بار
بعدی، که برای خدا مشخص است) پس می فرستد. بار بعدی (یعنی وقتیکه "زمان مشخص" سر
رسید) نیز مانند بار قبلی دوباره خویشتن خودآگاه وی را می گیرد، اگر مرگ بر وی
بگذراتد آن را نگه می دارد و اگر نگذراند آن را باز مانند دفعات قبلی تا زمان
مشخصی (یعنی تا بار بعدی، که برای خدا مشخص است) پس می فرستد. بار بعدی (یعنی وقتیکه "زمان مشخص" سر رسید)
دوباره مانند بارهای قبلی خویشتن خودآگاه وی را میگیرد، اگر مرگ بر وی بگذراتد آن
را نگه می دارد و اگر نگذراند آن را مانند گذشته تا زمان مشخصی (یعنی تا بار بعدی،
که برای خدا مشخص است) پس می فرستد. همینطور تا زمانی که مرگ را بر آن بگذراند و آن
را نگه دارد و فرد بمیرد. و در پایان آیه می گوید: در این (یعنی در رفت و برگشت
نـَفـس یا بعبارتی "شـبـه مـرگ شـدنـهـا
و نـزدیـک مرگ رفـتـن و
برگـشـتـنـهـا") برای افراد مـتـفـکـر آیاتی وجود دارد.
موضوع آيات "از پيش تعيين شده
بودن عمر انسان" نيست. و بطور ضمنی و تلويحی نيز چيزی مبنی بر اينکه عمر انسان از
پيش تعيين شده است در آنها نيست.
11 تير 1382
2 جولای 2003
قـبـلـی
بـعـدی
|