|
41.
پرسش: غیب یعنی چه و ایمان داشتن به غیب که در آیه 3 سوره بقره مطرح شده چگونه است؟
پاسخ: غیب یعنی: چیزیکه دیده نمی شود. بعد از جمله به: «رویدادهائی که در دور
دست روی میدهند» غیب گفته شده (چون دیده نمی شوند)، به «گذشته و مسائل گذشته» غیب
گفته شده (چون دیده نمی شوند)، به «آینده و مسائل آینده» غیب گفته شده (چون دیده
نمی شوند)، به «خیال» غیب گفته شده (چون دیده نمی شود)، به "مردگان" غیب گفته شده
(چون دیده نمی شوند)، و به «جائیکه کسی نیست» غیب گفته شده (چون کسی در آنجا
دیده نمی شود).
واژه «غیب» در قرآن
به معانی مختلفی بکار گرفته شده است. در آیه 52 سوره یوسف بمعنی «جائیکه کسی نیست»
بکار گرفته شده است:«
ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ ...= این را گفتم تا "در
جائیکه او نیست" با او نادرستی نکرده باشم ...». و در آیه
102 همان سوره بمعنی "گذشته" بکار گرفته شده است: « ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ
الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ... = این از اخبار گذشته است که به تو وحی میکنیم».
و
در آیه مورد نظر (آیه 3 سوره بقره) بمعنی: "جائیکه کسی نیست" بکار گرفته شده
است.
بقره 3: «
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ
يُنْفِقُونَ =
کسانیکه در "جائیکه کسی نیست" به خدا ایمان دارند و نماز را چنانکه باید بجا می آورند و از آنچه به آنها روزی میدهیم
انفاق می کنند».
(حرفِ « بـِ » در بالغیب بمعنی « فی»
است که از معانی آنست. و « فی» بمعنی «در» است).
آیه
در توصیف متقین است که در آیه پیش از آن مطرح شده است. و منظور از ایمان داشتن
متقین به خداوند در "جائیکه کسی نیست" اینست که مثلاً اگر در اتوبوس نشسته باشند و
کسی نباشد صندلی را پاره نمی کنند بلکه آنجا به خدا ایمان دارند (یعنی از نظرآنها
اگر کسی آنجا نیست خداوند آنجا هست)، یا مثلاً اگر پولی پیدا کردند و اینطرف و
آنطرف خود نگاه کردند و دیدند کسی نیست پول مردم را برای خود برنمی دارند، بلکه
آنجا به خدا ایمان دارند و پول مردم را برمی گردانند. و همینطور در رابطه با سایر
مسائل دیگر وقتی کسی نباشد آنجا به خدا ایمان دارند و خلاف نمی کنند (نه اینکه فقط
جلو مردم به خدا ایمان دارند).
و
اینکه قرآن می گوید متقین در "جائیکه کسی نیست" به خدا ایمان دارند و خلاف نمی
کنند، نیز بنوبه خود به این معنی است که در صورت عدم ایمان به خداوند و روز رستاخیز
و حسابرسی، در جهان مادی بی خدا هیچ دلیل علمی و منطقی و معقول برای خلاف نکردن
انسان وجود ندارد. و در جهان ماده در واقع هر چیزی مجاز است.
(ِمصدر اقامَة که فعل «یقیمون» از آن در آیه بکار رفته بمعنی: انجام دادن چیزی یا
بکار گرفتن چیزی
همانگونه که هست یا برای همان چیزی که درست شده است. مثلاً نوشتن با قلم اقامه قلم
است).
18 بهمن 1381
7 فوريه 2003
قـبـلـی
بـعـدی
|