|
پرسش 318: اين طور که از ترجمه آيه 145 سوره آل
عمران بر ميآيد از ثبت شدن اجل در لوح الهی صحبت شده " کِتاباً مُؤَجَّلاً " در
حالی که به نظر می رسد با عقيده شما در اين مورد که اجل وقت ثبت شده ای ندارد در
تناقض است؟ (منظور پرسنده،
پرسش 108 است که در آن گفته شده عمر انسان از پيش تعيين
نشده است).
پاسخ:

« برای هيچ خويشتنی نبود که بميرد مگر با
اِذن خدا. (خدا) کتابی مهلت دار نوشت».
نکته
اول
در اين آيه
اينست که موضوع آن
موت
بمعنی
مرگ
طبيعی است.
(شامل
قتل
بمعنی
کشتن
نميشود).
نکته
دوم اينست که آيه می گويد: هيچ خويشتنی بدون اِذن خدا نمی ميرد. اين به اين معنی
است که خدا پيشاپيش عمر انسان را تعيين نکرده است، هرگاه اِذنِ مردن داد همان وقت
است که پايان عمر را تعيين ميکند. چنانکه وقتی گفته ميشود: هيچ جمعه ای تعطيل نيست
مگر با اجازه دولت، اين به اين معنی است که دولت پيشاپيش تعطيلی جمعه را تعيين
نکرده است. هرگاه گفت اين جمعه تعطيل است، آنوقت است که تعيين ميشود که اين جمعه
تعطيل است. اگر عمر انسان از پيش توسط خداوند تعيين شده بود قرآن
نميگفت
کسی
بدون اذن خدا نمی ميرد.
(بعبارت ديگر، کسی برای چيزيکه خود وی تعيين کرده اجازه صادر نميکند).
نکته سوم اينست که مُّؤَجَّل اسم مفعول از مصدر تأجيل است، و تأجيل
يعنی:
مهلت دادن، فرصت دادن، زمان دادن (بمعنی مهلت دادن)، به آينده موکول نمودن. و
"مُّؤَجَّل" يعنی چيزيکه به آن فرصت داده شده، مهلت داده شده، زمان داده شده (بمعنی
مهلت داده شده)، چيزيکه فرصت دارد، مهلت دارد، زمان دارد (بمعنی فرصت دارد).
"کتاباً" مفعول مطلق است و فعل حذف شده دارد که کَتَبَ ميباشد بمعنی "نوشت". جمله
آن در اصل: "کتب ذلک کتاباً مُّؤَجَّلاً " و يا "کَتَبَ
اللهُ کتاباً مُّؤَجَّلاً" است.
يعنی خداوند زندگی ما را کتابی فرصت دار نوشته است. يعنی هر کدام از ما داريم در
فرصتی زندگی ميکنيم که به ما داده شده است.
بعبارتی ديگر ما فرصت داريم که زندگی کنيم. و اين فرصت ادامه دارد تا هرگاه خداوند
تصميم گرفت که اين فرصت تا اينجا بسنده است. آن وقت اجازه مردن می دهد.
3 تير
1387 23 ژوئن 2008
پرسش قبلی
پرسش بعـدی
پرسشهای (1
ـــ 100) (101
ـــ200) (201
ـــ 300)
(301
ـــ400)
(401 ـــ 500)
(501 ــ 600)
|