|
پرسش
175:
چرا قرآن قرائتهای مختلف دارد؟
نقطه گذاری قرآن چه زمانی صورت گرفته است؟ رسم الخط قرآن چند نوع است و
نام قراء کدام است؟
پاسخ: وقتی قرآن
نازل
و نوشته شده عربها حرکات فتحه و ضمه و کسره و ساکن و نقطه برای حروف نداشته اند (جز
در مرحله ابتدائی که فرد می خواسته خواندن و نوشتن را بیاموزد. چنانکه در زبان
فارسی نیز چنین است. بعد از این که شاگرد خواندن و نوشتن را یاد
می گیرد برای کلمات حرکت گذاشته نمی شود). از آنجا که برخی از جمله های قرآن در وضعیت
بی حرکتی و بی نقطه ای می توانند
به حالات مختلف خوانده شوند و معانی مختلفی دارند، این باعث می شود که قرآن قرائت
های مختلف داشته باشد، یعنی هر یک از
خوانندگانی که قرآن را خوانده و نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده
اند بنابر فهم خود متفاوت
با دیگری آن را نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده اند.
و این البته نوعی تنوع و زیبائی و دلنشینی در قرآن است. برای آشنائی ملموس تر و بهتر با
این مسئله یک مثال در زبان فارسی می بینیم:

این جمله که نقطه و
حرکت ندارد وقتی مطلب پیش از آن و مطلب پس از آن نتواند معنی آن را روشن کند میتواند
به شکلهای زیر خوانده شود:
1ــ دَرِ خَـیـاطـی رَنـگ زَد. (یعنی کسی در خیاطی را رنگ آمیزی کرده).
2ــ دَر خَـیـاطـی
رَنـگ زَد. (یعنی کسی درون خیاطی را رنگ آمیزی کرده ــ یا چیزی را در آن محل رنگ
آمیزی کرده).
3ــ دَر خَـیـاطـی
زَنـگ زَد. (یعنی کسی از محل خیاطی تلفن زده).
4ــ دَرِ خَـیـاطـی
زَنـگ زَد. (یعنی کسی صدای زنگِ درِ خیاطی را به صدا درآورده ــ یا رطوبت درِ آن را
خراب کرده و در زنگ زده).
5ــ دَرِ حَـیـاطـی
رَنـگ زَد. (یعنی کسی دروازه حیاطی را رنگ آمیزی کرده).
6ــ دَر حَـیـاطـی
رَنـگ زَد. (یعنی کسی درون یک حیاطی را رنگ آمیزی کرده).
7ــ دَر حَـیـاطـی
زَنـگ زَد. (یعنی کسی از درون یک حیاطی تلفن زده).
8ــ دَرِ حَـیـاطـی
زَنـگ زَد. (یعنی کسی صدای زنگ درِ یک حیاطی را به صدا درآورده ــ یا رطوبت دروازه
حیاطی را خراب کرده و در زنگ زده).
9ــ دُرِّ
حَـیـاطـی رَنـگ زَد. (یعنی کسی مروارید یک حیاطی را رنگ آمیزی کرده).
چنانکه می بینیم یک
جمله ای که نقطه و حرکت ندارد و از جملات پیش و پس از آن معنی آن روشن نمی شود،
میتوان به شکلهای مختلف خواند و هر نوعی از خواندن معنی
خاص خود را دارد. ما این جمله را به
9 شکل خواندیم و 11 معنی از آن بدست آمد. آنکه فکر می کند که منظور گوینده این بوده
که: کسی از محل خیاطی زنگ زده بوده می خواند: دَر خـیـاطـی زَنـگ زَد، و کسیکه فکر
می کند که منظور گوینده این بوده که: کسی زنگِ درِ حیاطی را زده میخواند: دَرِ
حَـیـاطـی زَنـگ زَد، و همینطور الی آخر.
قرآن هم همینطور
است. آن جملات و واژه هائی که معنی آنها از مطالب پیش از خود
یا از مطالب پس از خود
روشن نمی شوند، می توان به شکلهای مختلف خواند و معانی مختلفی را
بدست آورد، ولی متن البته
همانست و تغییری نمی کند. مثال از قرآن:
سبأ 19: «
فـَقـالـُوا رَبَّـنـا بـاعِـد بَـیـنَ اَسـفـارِنـا» و « فـَقـالـُوا رَبَّـنـا
بـاعَـدَ بَـیـنَ اَسـفـارِنـا». « باعِـد» در اولی صیغه امر برای نیایش است بمعنی
"دور کن"، و « باعَـدَ» در دومی فعل ماضی است بمعنی "دور کرد".
یا مثلاً از نظر
علائم مکث کوتاه و بلند، و آغاز و پایان جمله نیز قرآنها با هم تفاوتهائی دارند که
بنابر فهم خواننده صورت گرفته است. مثال:
بقره121:
« الَّـذِيـنَ
آتـَيْـنَـاهُـمُ الْـكِـتَـابَ
يَـتْـلُـونـَهُ حَقَّ
تِـلَاوَتِـهِ.
أُولـَئـِكَ يُـؤْمِـنـُونَ
بِهِ » و «الَّـذِيـنَ
آتـَيْـنَـاهُـمُ الْـكِـتَـابَ
يَـتْـلُـونـَهُ حَقَّ
تِـلَاوَتِـهِ، أُولـَئـِكَ
يُـؤْمِـنـُونَ بِهِ».
برخی از
آغاز آیه تا
"تلاوته" را
یک جمله گرفته
اند، و از
"اولئک" جمله
جدیدی را آغاز
کرده اند.
و برخی
از آغاز جمله
تا پایان "یؤمنون
به" را
یک جمله گرفته
اند و پس
از "تلاوتهِ"
مکث کوتاه
گذاشته اند.
در حالت
اولی معنی آیه
چنین است:
کسانیکه
به آنها کتاب (قرآن)
دادیم
پیوسته با آن
سر و کار
دارند. آنها
به آن ایمان
دارند. و
در حالت دومی
معنی آیه چنین
است: کسانیکه
به آنها کتاب
(قرآن) دادیم
و آنها پیوسته
با آن سر
و کار دارند،
آنها هستند که
به آن ایمان
دارند. (حالت
دومی درست است
و حالت اولی
البته غلط است،
چون همه آنهائی
که قرآن به
آنها داده شده
(يعنی مسلمانان) پيوسته با آن سر و کار ندارند).
به این شکل چنانکه
در مثال فارسی و در مثالها از قرآن دیدیم، استادان
آشنا به ادبیات و دستور و زبان عربی قرآن را خوانده اند و برخی از جملات و واژه های
آنرا که از مطلب پیش از آنها یا مطلب پس از آنها معنی آنها فهمیده نمی شود)، بنابر
فهم خود از معنی آنها، نقطه
گذاری و اعراب گذاری نموده اند. و
چنانکه گفتیم این
مسئله در قرآن نوعی تنوع و زیبائی و دلنشینی ایجاد می کند و خود نوعی از انواع
بررسی و تفکر در قرآن است.
اولین کسیکه قرآن
را نقطه گذاری کرده است
در رابطه با اولین
کسیکه قرآن را نقطه گذاری کرده است نامهای مختلفی گفته شده است. شاید به این خاطر
که افرادی تقریباً همزمان در دو یا چند شهرِ دور از هم این کار را انجام داده اند و
مردم از انجام چنین کاری در جاهای دیگر اطلاع نداشته
اند و از فردی که
در شهر و سرزمین خودشان بوده نام برده اند. بهرحال این مسئله مسئه مهمی نیست.
کسانیکه به عنوان اولین نفر نام برده شده اند: یحیی ابن یعمُر ـــ نصر ابن عاصم ـــ
و ابو الاسود دؤلی می باشند.
قارآن
مشهور ترین قارآن 7
نفر می باشند:
1ــ ابن عامر
(شامی). متولد 21 هجری و متوفای 118 هجری.
2ــ ابن کثیر
(مکی). متولد 45 هجری و متوفای 120 هجری.
3ــ عاصم (کوفی).
متوفای 127 هجری.
4ــ ابو عمرو
(بصری). متوفای 145 هجری.
5ــ حمزه (کوفی).
متوفای 156 هجری.
6ــ نافع (مدنی).
متوفای 169 هجری.
7ــ کسائی (ابو
الحسن)، (کوفی). متوفای 189 هجری.
3 نفر دیگر که از
شهرت کمتری برخوردارند: ابو جعفر (مدنی)، متوفای 130 هجری ـــ یعقوب (بصری)، متوفی
205 هجری ـــ و خلف (متوفی 229 هجری) می باشند.
رسم الخط قرآن
در گذشته که
خط کوفی مرسوم
بوده قرآن را
با خط کوفی
می نوشته اند،
و بعدها که
گفته می شود
سال 310
هجری
بوده، با مرسوم
شدن خط نسخ
بخاطر راحتی و
زیبائی این خط،
نوشتن قرآن با
آن مرسوم شده،
و بعدها با
رایج شدن خطوط
دیگر قرآن به
خطوط مختلف نوشته
شده و نوشته
می شود و
قرآن رسم الخط
یا رسم الخطهای
خاصی ندارد.
22 آذر 1382
13 دسامبر 2003
پرسش قبلی
پرسش بعدی
پرسشهای (1
ـــ 100) (101
ـــ200) (201
ـــ 300)
(301
ـــ400)
(401 ـــ 500)
(501 ــ 600)
|