پرسش 167: انواع گناهان کدام است و چگونه می توان آنها را جبران و پاک کرد؟

پاسخ: واژه هائی که در قرآن بمعنی گناه هستند 3 تا هستند: ذنب، اثم و سوء. همه گناهان و همه واژه های دیگری که به معنی گناه هستند در این 3 واژه می گنجند. ذنب با مضمون لغوی جاماندگی، عقب ماندگی، در قرآن در رابطه با گناهانی بکار می رود که انسان آنها را در حق خود و خداوند انجام میدهد. اثم با مضمون لغوی رفتار و برخوردِ بخیلانه، و بزدلانه، در قرآن به گناهان خسیسانه و بخیلانه و بزدلانه اطلاق می شود که فرد آنها را در حق دیگران مرتکب می شود. (مانند تهمت زدن). سـُوء با مضون لغوی بدی، در قرآن در رابطه با گناهانی بکار می رود که انسان آنها را در حق دیگران انجام میدهد.

آمرزش و جبران گناهان

ذنب

واژه ای که در رابطه با پاک نمودن ذنـُوب (یعنی گناهانی که انسان آنها را در حق و خداوند انجام میدهد)، در قرآن هست، واژه غـُفـران و مشتقات آن است (که البته شامل شرک ورزیدن نمی شود). غفران در اصل بمعنی پوشاندن چیزی برای تعیین تکلیف نمودن آن در آینده است، و مضمون انتظار و اصلاح در آن است، و غالباً برای مواردی که قرار است بخشیده و چشم پوشی پوشند بکار میرود. بنابر آیات قرآن کسانیکه توبه می کنند و عوض می شوند و شایسته بخشیده شدن می شوند، گناهانی که در حق خود و خداوند انجام داده اند بخشیده می شود. (مثلا کسیکه زمانی مشروب خوار یا قمار باز بوده و بعدها دست برداشته است).

غَافِرِ الذَّنْبِ ...: خدا گناهی که در حق خود و خداوند انجام داده می شود را می آمرزد (غافر 3) ــــ ... رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا...: خدایا گناهانی که در حق خود و تو انجام داده ایم را بیامرز(آل عمران 147) ــــ   وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ...:  و کسانیکه وقتی عمل ناپسندی را انجام میدهند یا به خود ستمی می کنند خدا را یاد می کنند و برای گناهان خود آمرزش می خواهند (آل عمران 135) ــــ إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ، وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً بَعِيدًا: خداوند شرک ورزیدن به خود را نمی آمرزد ولی پائین تر از آن هر چه باشد برای کسیکه بخواهد (یعنی او را شایسته بداند) می بخشد. و کسیکه به خدا شرک بورزد فاصله خیلی زیادی از راه خدا گرفته است. (نساء 117) .

سیئات

آنچه در رابطه با پاک نمودن سیئات (که شامل اثم نیز می شود) در قرآن آمده: تکفیر، تبدیل و عفو است. (تبدیل و تکفیر دو معنی مختلفی دارند ولی تکفیر نمودن و تبدیل نمودن گناه هر دو یک چیز است).

تکفیر از مصدر کفر بمعنی:پوشاندن چیزی با چیزی (بمنظور بی ارزش نمودن، کنار زدن، جانشین آن نمودن، تحت الشعاع قرار دادن و مواردی از این قبیل) است. یعنی گناهانی که انسان در حق دیگران انجام میدهد آمرزیده نمی شوند بلکه پوشانده می شوند. چگونه؟ با خوبیها پوشانده و بی اعتبار می شوند (جز در مواردی که خودِ ستمدیده ستمگر را می بخشد). إِنَّ الْـحَـسَـنـَاتِ يُـذْهِـبـْنَ الـسّـَيـِّـئَاتِ: نیکیها بدیها را می برند (یعنی پاک می کنند). (هود: 114)

مثال برای تکـفـیـر:

إِنْ تـُبْـدُوا الصَّـدَقـَاتِ فـَنِـعِـمّـَا هِـيَ وَ إِنْ تـُخْـفُـوهَـا وَ تـُؤْتـُوهَـا الْـفـُقـَرَاءَ فـَهـُوَ خـَيـْرٌ لَـكـُمْ وَ يُـكـَفـِّرُ عَـنْـكُـمْ مِـنْ سَـيّـِئَـاتِـكُـمْ وَ الـلّـَهُ بـِمَـا تـَعْـمَـلـُونَ خَـبـِيـرٌ:اگر صدقه ها را آشکار کنید باز هم چه کار خوبی است (صدقه دادن)!و اگر آنرا پنهان کرده و پنهانی به نیازمندان بدهید این کار برای خودتان بهتر است، و از بدیهائی که در حق دیگران انجام داده اید می پوشاند، و خدا نیز البته به همه کارهائی که می کنید در نهان و آشکار شناخت همه جانبه دارد (یا انگیزه های شماها را در همه کارهایتان میداند). (بقره: 271). بنابر این آیه وقتی کسی صدقه ای میدهد، معادل آن، از بدیهائی که در حق دیگران کرده پوشانده می شود.

تبدیلبمعنی:عوض نمودن و دگرگون نمودن تمامیت و کلیت چیزی، و عوض نمودن هویت و ماهیت چیزی است. و در رابطه با گناهان بمعنی عوض نمودن بدیهائی که در حق دیگران انجام شده با خوبی هائی که در حق دیگران انجام شده است می باشد. یعنی مثلاً اگر کسی روز رستاخیز 1000 نمره مثبت داشته باشد و 100 نمره منفی، خداوند او را بخاطر 100 نمره منفی مدتی به جهنم نمی برد و بعد به بهشت برگرداند، بلکه در عوض 100 نمره مثبت را برای جبران آن 100 نمره منفی از نمره های مثبتِ وی کم می کند و جایگاه وی پائین تر می آورد.

مثال برای تبدیل:

فرقان: وَالـَّذِينَ لا يَـدْعُـونَ مَعَ الـلّـَهِ إِلَـهًـا آخـَرَ وَلا يَـقـْتـُلـُونَ الـنّـَفْـسَ الّـَتِـي حَـرَّمَ الـلّـَهُ إِلاّ بِـالْـحَـقِّ وَلا يَـزْنـُونَ وَ مـَنْ يَـفْـعَـلْ ذَلِـكَ يَـلـْقَ أَثَـامًـا(68) يُـضـَاعَـفْ لَـهُ الْـعَـذَابُ يَـوْمَ الْـقِـيَـامَـةِ وَ يَـخـْلـُدْ فِـيـهِ مُـهَـانًـا(69)إِلاّ مَـنْ تـَابَ وَ آمَـنَ وَعَـمِـلَ عَـمَـلاً صَـالِـحـًا، فـَأُولَـئِـكَ يُـبَـدِّلُ الـلّـَهُ سَـيّـِئـَاتِـهـِمْ حَـسَـنـَاتٍ وَ كَـانَ الـلّـَهُ غَـفـُورًا رَحِـيـمـًا(70) وَ مَـنْ تـَابَ وَعَـمِـلَ صَـالِـحـًا فـَإِنَّـهُ يَـتـُوبُ إِلَى الـلّـَهِ مَـتـَابـًا(71) : و کسانیکه در کنار خدا خدای دیگری را نمی خوانند و کسی را نمی کشند که خدا این کار را تحریم نموده بجز در موارد بجا و بمورد، و زنا نمی کنند، که هر که این کار بکند مجازاتی خواهد یافت ــــ روز رستاخیز مجازات را برای وی چند برابر می کند و پیوسته با خواری در آن خواهد ماند ـــ غیر از آنکه دست برمی دارد و ایمان می آورد و نیکی می کند.اینها هستند که خدا خوبیهائی را جانشین بدیهائی که در حق دیگران نموده اند می کند. و خدا مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول میکند و بیش از استحقاق نیز می بخشد ـــ و کسیکه دست برمیدارد و نیکی میکند نیز کسی است که "واقعاً" به طرف خدا برگشته است.

مثال برای عـفـو:

وَهُـوَ الَّـذِي يَـقـْبَـلُ الـتـَّوْبَـةَ عَـنْ عِـبـَادِهِ وَ يَـعْـفـُو عَـنِ السّـَيـِّئـَاتِ وَ يَـعْـلـَمُ مَـا تـَفْـعَـلـُونَ: و اوست که توبه بندگانش که بجای دیگرن توبه می کنند را می پذیرد و از بدیهائی که در حق دیگران نموده اند میگذرد، و در حال انجام چه کاری هستید. (شوری: 25)

بنابر این آیه وقتی کسی بجای کسی توبه می کند، (یعنی برای و بجای کسیکه بوی بدی نموده است توبه ) خداوند آن توبه را می پذیرد و از بدیِ آن (فردی که برای وی توبه شده) چشم پوشی می کند. بعبارتی وقتی کسی از حق خود می گذرد و ستمگر را می بخشد، خداوند نیز از حق خود (که دفاع از حقوق ستمدیده است) چشم پوشی می کند.

20 1382      11 2003

 پرسش قبلی      ی

ی (1  100) (101 200) (201 300) (301 400)  (401 500)  (501 600)

 
مـقـدمـه   هـسـتـی
  سـتـارگـان
مـنظـومـه شـمسـی
مـاه  و خـورشـيـد
زمـيـن   جـو   کـوهـهـا
دريـاهـا   شـب و روز
- - ܐѐ
درخـتـان - ی
بـاد        جـنـيـن

 

ی - -ϐ
   
ی یی ی
حـيـات    قـيـامـت
 
 
 
 1  100
 101 200
  201 تـا 300 
 
 
 
 

 

 
ʐی
ǘ
ϐی ی
مـثـالـهـای قـرآن
آیـه و واژه یـابـی
ޡ Ҙʡ ...
ǎ ی یی
آشـنـائـی بـا سـایـت
 
ی ی