|
پرسش
164:چرا ترجمه های خیلی از آیات و واژه های قرآن در این سایت قرآن شناسی با ترجمه
های دیگر فرق می کند؟ مثلاً واژه امر در پرسش شماره 153 در آیه 16 سوره اسری را
"زیاد
کردن"
ترجمه کرده اید،
ولی همه آن را به مفاهیمی از قبیل
"فرمان دادن"ترجمه کرده اند که درست تر به
نظر میرسد؟
یا مثلاً .اژه "عروج"
(در قسمت مسائل متفرقه) را
به معنی
"
زیگزاگی رفتن"
ترجمه کرده اید، ولی همه مترجمین آن را با مفاهیمی از قبیل عروج نمودن و بالا رفتن
ترجمه کرده اند که صحیح
تر بنظر میرسد.
پاسخ:
معنی واژه امر در آیه 16 سوره اسری
وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُـهْـلِـكَ قـَرْيـَةً أَمَـرْنـَا مُـتـْرَفـِيـهَـا
فـَفـَسـَقـُوا فِـيـهَـا فـَحَـقَّ عَـلـَيـْهَـا الْـقـَوْلُ فـَدَمـَّرْنَـاهَـا
تـَدْمِـيـرًا:و هر گاه خواستیم جامعه ای را نابود کنیم (یعنی هرگاه کار جامعه ای
به نابودی رسیده بود) ثروتمندان آن را زیاد کردیم (یعنی تولیدات و محصولات آنها را
زیاد کردیم و ثروتمندان آن زیاد شدند) و جامعه را عیاش نمودند، آنوقت بود که آن
گفته (یعنی هشدار پیامبر آنها مبنی بر نابودی آنها) حق آنها شد (یعنی برای آنها
چشیدنی تر شد که حق آنها آن اندازه از چشیدن بود) و آنرا (آن جامعه را) ویران کردیم
ویران کردنی.
در زبان عربی برخی از واژه ها معانی زیادی دارند.
(در زبانهای دیگر نیز همی نطور
است).
یکی
از معانی
مصدر
امر فرمان
دادن
است و
یکی دیگر از معانی آن
زیاد نمودن است.
کسانیکه خودشان عربی نمی دانند
طبعاً در
فرهنگ لغات
می
توانند معانی آنرا ببینند.
در اینجا
کپی
بخشی از معانی واژه امر از فرهنگِ لغتِ "فرهنگ بزرگ جامع نوین عربی فارسی مصور"را می
بینیم. یکی از معانی واژه امر در
فرهنگ لغت مزبور به معنی "زیاد نمودن"
آمده است.
آن مترجمی که فکر می کند امر در آیه
مزبور
بمعنی
"فرمان دادن"
است
آنرا بمعنی
"فرمان دادن" ترجمه می کند،
و آن
مترجمی که
فکر می کند
امر در آیه
بمعنی
"زیاد نمودن"
بکار
گرفته شده است
آنرا بمعنی
"زیاد نمودن" ترجمه می کند.
معنی واژه عروج
واژه عُـروج در زبان عربی
بمعنی
"بالا
رفتن"
نیست. در زبان عربی واژه صُـعُـود بمعنی بالا رفتن است.
مضمون بالا رفتن در واژه " عروج" اساساً وجود ندارد.
مصدر عَـرَج بمعنی: شلیدن،
لنگیدن و منحرف شدن به این طرف و آنطرف بر اثر
اشکال داشتن
پا است. معنی بالا رفتن یا پائین رفتن یا در زمین هموار رفتن در آن نیست.
و
مصدر "عروج"
بمعنی:
منحنی،
منحرف،
کج و کوله،
پیچشی و مواردی از این قبیل رفتن است،
(صرف نظر از اینکه شئ روی زمین حرکت کند یا در هوا یا در آب).
وقتی واژه "عروج"
با واژه
"پله"
بکار می رود بمعنی با پله رفتن
است.
و به این خاطر به معنی با پله رفتن بکار رفته است که انسان با پله
بطور مستقیم و در
یک راستا پیش نمی رود بلکه همانطور که در تصویرو
در جهان واقعیت
می
بینیم
انسان بصورت مایل،
منحرف،
خمیده، پیچشی و مواردی از این قبیل
با پله می رود.

معنیِ
فعلها و مشتقات واژه عُروج به معنی: میل کردن، خمیدن، کج شدن، راست و چپ شدن، پیچ و خم
پیدا کردن، نیز چیزی است که
در فرهنگ لغات هست. در اینجا باز هم از کتاب " فرهنگ بزرگ
جامع نوین عربی فارسی مصور" مشتقات واژه عروج را می بینیم.

جاهائی که نقطه قرمز گذاشته شده،
معانی: میل کردن، خمانیدن، کج کردن، کج شدن، به بیراهه رفتن، میل، پیچیدگی، خم به
راست و چپ، پیچ و خم، خمیدگی و پیچ را می توان در خانواده مصدر عروج دید.
12 آبان 1382
3 2003
پرسش قبلی
ی
ی (1
100) (101
200) (201
300)
(301
400)
(401 500)
(501 600)
|