صفحه نخست

 

پرسش 113: نظر اسلام در مورد برده داری چه بوده است؟ آیا آنرا پذیرفته یا نفی کرده بوده است؟

پاسخ: حضرت محمد که خود برده دار نبوده است. کسانیکه مسلمان شده بوده اند نیز خود آدمهای فقیر و از اقـشـار پـائـیـن جـامـعـه و برخی برده بوده اند. فردی که به خدا و روز رستاخیز و قرآن ایمان داشته باشد نیز نمی تواند برده داشته باشد. برده داران آنهائی بوده اند که دین را قبول نداشته اند و دین بنفع آنها نبوده است و با دین جنگ داشته اند. فردِ برده داری که قرآن را قبول ندارد نیز مسلماً با حرف قرآن برده را آزاد نمی کند. بنابر این نفی برده داری در قرآن موضوعیتی نمی تواند داشته باشد و مانند این می ماند که قرآن بخواهد حاکمیت را برای ماتریالیستها (یعنی کسانیکه خدا و قرآن قبول ندارند) را نفی و تحریم بکند. چیزیکه در قرآن نفی و تحریم می شود برای کسی می شود که قرآن و خدا و روز رستاخیز را قبول دارد. چيزهائی نيز در قرآن نفی و تحريم می شوند که در طول تاريخ با انسان "هستند"،  برده داری چيزی است که خود در طول تاريخ از بين می رود.  برده داری نه ديروز و نه امروزه هيچکدام مسئله و مشکل مسلمانان و جوامع اسلامی نبوده و نيست.

چیزی که قرآن در رابطه با برده به مسلمانان گفته یکی جنگیدن برای رهائی مستضعفينی است که نمی توانند هجرت کرده و خود را رها کنند، (و برده نيز در زمره مستضعفين است)، و دیگری خریدن و آزاد نمودن برده است.

نساء 75: « وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا : چرا در راه خدا و مردان و زنان و بچه های مستضعفی نمی جنگید که می گویند: خدایا ما را از این شهری که شهروندان آن ستمگرند بیرون ببر و از طرف خودت برای ما مسئولی قرار بده (یعنی وی را جایگزین ستمگر یا برده دار کن) و از جانب خودت کسی را برای ما قرار بده که سر بزنگاه به ما کمک کند»!

آیاتی که آزاد سازی برده در آنها هست آیات زیر است:

بلد 13: « فـَکُّ رَقـَـقـَبـَةٍ: آزاد کردن برده ای». در این سوره بَـلَـد از افراد خواسته شده که برده را آزاد کنند و به یتیم و مسکین غذای کیفی و رسمی بدهند و به خداوند ایمان بیاورند. و بعد گفته که افرادی که این کارها را بکنند از فرزانگان خواهند بود. (اطعام یعنی: بطور رسمی و کیفی غذا دادن. یعنی غذا درست کردن و سفره انداختن و محترمانه پذیرائی نمودن).

مجادله 2ـ 4: « الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ـ وَ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ـ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ: کسانی از شما که به همسران خود میگویند: تو مانند مادر من هستی! آنها (یعنی همسران) مادران آنها نیستند. مادران آنها فقط کسانی هستند که آنها را زائیده اند. براستی که حرفهای ناخوشایند و دروغ می زنند. اما خدا بخشنده است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند ـ کسانی نیز که به همسران خود می گویند: تو مانند مادر من هستی! و بعدها باز هم آنرا تکرار می کنند، پیش از اینکه با آنها آمیزشی داشته باشند برده ای را آزاد کنند. این (یعنی آزاد سازی برده) درسی است برای برنگشتن به حرف نادرست گذشته. و خداوند به همه کارهائی که انجام می دهید دانا است ـ کسیکه برده ای پیدا نکند پیش از اینکه آمیزشی داشته باشد دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد. و کسیکه امکانات لازم برای روزه گرفتن نداشته باشد (یعنی برای امکانات زندگی مجبور باشد کار بکند و نتواند روزه بگیرد) به 60 نفر آدم بینوا بطور رسمی و کیفی غذا بدهد. این بخاطر اینست که به خدا و پیامبر وی "ایمان" بیاورید (یعنی ایمان خود را درست و جدی بکنید)، و این مرزهای خداوند است. و برای افراد بی ایمان مجازات دردناکی خواهد بود». (یعنی کسانیکه به خدا ایمان ندارند و حرف مزبور را به همسران خود می زنند مجازات آنها در روز رستاخیز خواهد بود).

مائده 89: « لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ : خداوند بخاطر سوگندهای سرِ زبانی شما از شما حسابرسی نخواهد کرد، ولی برای سوگندهائی که در قرار و مدارهای خود می خورید از شما حسابرسی می کند، که (در صورت عمل نکردن) جبران آن سوگند: "غذای رسمی و کیفی دادن" یا "پوشاک دادن" به 10 نفر بینوا از میانگین تغذیه یا پوشاکی است که به خانواده خود می هید، و یا آزاد نمودن برده ای. اگر کسی هیچ یک از موارد مزبور را نتوانست (یعنی خود فقیر بود) 3 روز روزه بگیرد. این برای جبران سوگندتان وقتی که سوگند می خورید (ولی عمل نمی کنید) است. و مواظب سوگند خوردن خود باشید. خدا به این شکل آیات خود را به شما نشان می دهد به امید اینکه سپاسگذار باشید (یا از هر چیزی استفاده درست بکنید)».

نساء 92: « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا. فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا: هیچ مؤمنی مؤمنی را نمی کشد مگر به اشتباه. و اگر کسی مؤمنی را اشتباهاً بکشد مؤمن برده ای را آزاد بکند و خون بهای درست و سالمی نیز به خانواده مقتول بدهد مگر اینکه خودِ آن خانواده از آن گذشت کنند. اگر فرد کشته شده از قومی باشد که دشمن شما است و مقتول ایماندار باشد (قاتل) یک برده مؤمن را آزاد کند. و اگر مقتول از قومی باشد که میان شما و آنها پیمانی باشد (قاتل) خون بهای درست و سالمی را به خانواده مقتول بدهد و برده مؤمنی را آزاد کند. اگر کسی (برده ای را برای آزاد کردن) پیدا نکرد دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد، این پذیرشی از جانب خداست و خدا داناست و با حکمت کار می کند». (منظور از خون بهای "درست و سالم" در آیه اینست که اگر خون بها حیوانات یا اشیاء قیمتی باشند درست و سالم باشد).

این آیاتی بود از جنگیدن برای مستضعفین یعنی کسانیکه دستشان به جائی نمی رسد و نمی توانند برای خود کاری بکنند (که شامل بردگان نیز می شود) و خریدن و آزاد نمودن بردگان. و در قرآن آیه ای نیست که بگوید مسلمان یا انسان می تواند برده داشته باشد. چیزیکه در قرآن هست و برخی ها آنرا بنام برده و برده داری مطرح می کنند « مـلـک یَـمـیـن» است. « مـلک» یعنی: دارائی و مالکیت. و « یَـمـیـن» یعنی: راست (سمت راست، دست راست)، سوگند، قرارداد و پیمان. و «ملک یمین» روی هم رفته یعنی: دارائی و مالکیت قراردادی و پیمانی. مثلاً ما بنابر قرار داد در یک کارخانه روزی هشت ساعت کار می کنیم. این هشت ساعت کار ما در روز ملکِ صاحبِ کارخانه است یعنی صاحب کارخانه هشت ساعت کار ما را خریده است. در زبان و ادبیات گذشته عرب و قرآن به آن « ملک یمین» گفته میشود. در «مـلـک یَـمـیـن» صاحب کار بنابر قرارداد فقط صاحبِ کارِ فرد است نه خودِ فرد. مثلاً اگر بخواهد با کنیز ازدواج کند باید با اجازه خانواده وی اینکار را بکند. این موضوع در آیه 25 سوره نساء آمده:«... فـَانْـكِـحُـوهُـنَّ بـِإِذْنِ أَهْـلِـهـِنَّ وَ آتـُوهُـنَّ أُجُـورَهُـنَّ بـِالْـمَـعْـرُوفِ : با اجازه خانواده شان با آنها ازدواج کنید (یعنی با خواستگاری و موافقت خانواده آنها)، و اجر آنها را بطور اصولی و متعارف بدهید.

مسئله وجود کنیز به شرایط اجتماعی و معیشتی جامعه مربوط می شود، هنوز نیز وجود دارد (با نام کنيزی يا نامهای ديگری) و چیز ضد انسانی نیست. شغل کنيزی يک مسئله شخصی است، با انتخاب شخصی است،  برای امرار معاش است، و اسلام به زندگی شخصی کسی کاری ندارد. اگر کسی بزور به کنيزی گرفته بشود برده ناميده می شود.

16 خرداد 1382      6 ژوئن 2006

 پرسش قبلی      پرسش بعدی

 

   مقدمه       هستی

ستارگان
منظومه شمسی
ماه و خورشيد

  زمين    جو     کوهها

  درياها      شب و روز

ابر - باران - تگرگ
درختان- ميوه ها

    باد            جنين

بدن انسان

 حيوانات حشرات پرندگان

   اقوام         متفرقه

  پيشبينی های قرآن

   حيات         قيامت

 
 
 
 1  --- 100
 101 --- 200
  201 --- 300 
301  --- 400
401 --- 500
501 --- 600
601 --- 700
701 --- 800