|
صفحه اصلی بـررسـی نـوشـتـه هـای مـخـالـف قــرآن |
|
خدا نویسنده در صفحه 22 چنین می نویسد: در قرآن چنانکه قبلاً گفته شد خدا نه خدای هزار چهره تورات است ، و نه خدای دو شخصیتی انجیل ، بلکه خدائی در حد اعلی خودکامه است که اساساً پرسشهائی که میتوانند برای دو آئین توحیدی دیگر مطرح شوند در مورد او شدنی نیستند، زیرا که در بیرون از این خدا اصولاً هیچ واقعیتی و هیچ اختیاری وجود ندارد . هیچ تر و خشکی نیست که قبلاً در لوح محفوظ او ثبت نشده باشد و هیچ برگی نیست که بی اجازه او از درختی بیفتد. هیچکس جز به فرمان او بدنیا نمی آید و جز به فرمان او نمیمیرد و هر عزتی از او است و هر ذلتی نیز از او است. هر کس رستگار شود او رستگارش کرده و هر کس هم که به گمراهی رود او گمراهش ساخته است . هر کس که مسلمان شود به خواست او مسلمان شده است و هر کس هم که کافر بماند بخاطر اینست که خود خداوند او را کافر خواسته است . خود اوست که مهر بر دلها و و پرده بر گوشها و چشمها ی آنهائی میگذارد که میباید خطاکار بمانند . وقتیکه باید مردم شهری هلاک شوند خود او بر آنان حرام میکند که از کفر خود توبه کنند ، وقتی هم که باید صاعقه غضب خود را بر قومی بفرستد خود او حکام آن قوم را به راه فسق میبرد تا مستحق کیفر شوند ، و پس از هلاک آنان نیز اقوامی دیگر پدید می آورد و آنها را هم یکی پس از دیگری به خاک هلاک می اندازد تا سرنوشت هر قوم عبرت دیگران شود. حتی لباس مردمان به فرمان او برایشان دوخته میشود و خانه ها یا خیمه های آنان را به فرمان او برایشان ساخته یا افراشته میشود. او است که از شاخ و برگهای درختان یا از دامنه های کوهها برای مردم سایبانهائی در برابر خورشید میسازد ، و اوست که باغها و کشتزارها را به مزارع گندم یا تاکستانها و نخلستانها تقسیم میکند ، و باز هم اوست که برخی از میوه ها را برای خوردن بر برخی دیگر برتری ميدهدد. در سی و دو سوره و بیش از دویست آیه از قرآن بطور پیگیر بر همه اینها تأکید نهاده شده است : خداوند هر کس را که بخواهد به گمراهی میکشاند و هر کس را که بخواهد هدایت میکند " (ابراهیم ، 4 ، انعام، 125، رعد، 27، اعراف، 155، فاطر، 8، نحل، 9، سجده، 12، یوسف، 110، " هر که را بخواهد فهم ميدهدد و هر که را که نخواهد نميدهدد " (بقره، 255، 269، 372)،" هر که را بخواهد مسلمان کند دلش را به اسلام مایل میگرداند و هر کس راکه نخواهد دلش در پذیرفتن ایمان سخت میکند " (انعام، 25، 107، 125، کهف، 57، بقره، 70، یونس، 99، و 100، جاثیه، 33). هر کس را که بخواهد مشمول رحمت خود میکند و میبخشد ، و هر کس را بخواهد عذاب ميدهدد "(آل عمران، 74 و 129، مائده 18)، " هر که را که بخواهد عزیز میکند ، و هر که را بخواهد ذلیل میکند، به هر کس که بخواهد همه چیز ميدهدد و از هر کس که بخواهد همه چیز را میگیرد " (آل عمران، 26، اسراء، 21، 30)، " هر کسی را که خدا ذلیل کند دیگر کسی او را عزیز نمیتواند کرد" (حج، 16و 18، " خداوند هر کسی را که بخواهد فراخ روزی میکند و هر کس را که بخواهد تنگ روزی میکند " (رعد، 26، عنکبوت، 62، روم، 37، سبا، 39، نور، 21، 34، 46)، " و ما بعضی از مردم را بر بعضی دیگر برتری درجه دادیم تا عده ای از آنها عده دیگری را به خدمت خود گیرند " (زخرف، 32)، " آرزو و توقع بیجا در مزیتی که خدا برای بعضی بر بعضی دیگر قائل شده است مکنید " (نساء، 32)، "بنگر که چگونه بعضی از مردم را بر بعضی دیگر برتری بخشیدیم ، و البته در آخرت برتری بسیار بیشتری به تعضی بر بعضی دیگر خواهیم داد " (اسراء، 21)، چنین است کار خدا ، که هر آنچه خواسته باشد میکند " (آل عمران، 40)، " در کرده خدا چون و چرا نمیتوان کرد " (انبیاء، 23)، " هیچ مرد و زن مؤمن را در کاری که خدا و رسول او بدان حکم کنند اختیاری نیست " (احزاب، 36)، " هیچ مصیبتی به شما نمیرسد مگر به اذن خداوند" (تغابن، 11)، " هر کس خواستار دنیا باشد متاع دنیا را به او ميدهدیم ــ البته بشرط آنکه ما خود چنین اراده کرده باشیم ـ. آنگاه جهنم را نصیب او میکنیم تا با خواری بدان در آید "(اسراء، 18). پاسخ: نویسنده گفت خدائی که در قرآن است "خدائی در حد اعلی خودکامه است". از اینکه خدا گذاشته که این نویسنده هر چه می خواسته در ضدیت با خدا و قرآن بنویسد روشن است که خدا چقدر خودکامه است! نویسنده گفت: خداوند هر کس را که بخواهد به گمراهی میکشاند و هر کس را که بخواهد هدایت میکند " (ابراهیم ، 4 ، انعام، 125، رعد، 27، اعراف، 155، فاطر، 8، نحل، 9، سجده، 12، یوسف، 110، در قرآن «کفر و ایمان» داریم و «هدایت و ضلالت». «کفر» و «ایمان» مربوط به رد کردن یا پذیرفتن خدا است، و«هدایت و ضلالت» مربوط به رفتار، برخورد، رویه، شیوه زندگی کردن، آخر و عاقبت خوب و بد داشتن، و پذيرفتن يا نپذيرفتن آئين اسلام. و بنابر آیات قرآن «کفر و ایمان» بدست انسان است، بجز در مواردی که فرد از مرز مشخصی عبور کرده باشد. مانند فرعون که هنگامی که داشت غرق می شد گفت ایمان آوردم! ولی زمانِ آن گذشته بود. و «هدایت و ضلالت» نيز هر دو بدست خود انسان است. و در قرآن مشخص شده است که خدا چه کسانی را به ضلالت می کشد. آنها کسانی هستند که هدايت را نپذيرفته اند و در گمراهی هستند. و گمراه نمودن آنها يعنی ناکام گذاشتن آنها در رسيدنشان به اهدافشان: در آیه 27 سوره ابراهیم می خوانیم: « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ: خداوند کسانیکه به سخن پایدار (به قرآن) ایمان آوردند را در دنیا و آخرت پایدار نگه می دارد و ستمگران را به ضلالت می کشد (یعنی نمی گذارد به هدف خود برسند). و خداوند کاریکه بخواهد انجام دهد را انجام می دهد». در آیه 74 سوره غافر می خوانیم:«... يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ: خداوند کافرین را به ضلالت ميکشد». یعنی آخر و عاقبت افراد حق ستیز را به شومی و نابودی می کشاند. در آیه 26 سوره بقره گفته شده خدا فاسقین را به ضلالت می کشد. در آیه 34 سوره غافر می خوانیم: «... يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ: خداوند کسیکه مسرفِ مرتاب باشد را به ضلالت می کشد». یعنی آخر و عاقبت و سرنوشت وی را به شومی می انجاماند. و مسرف مرتاب به معنی کسی است که برای خود تو (که در آیه منظور خداوند باشد) هماتی ایجاد کرده و عشوه گریهائی مبنی بر واقعی نبودن دین و دنیا و آخرت می کند، و زندگی مصرفی و تجملاتی اشرافی را پیشه کرده است. خلاصه اینکه «ضلالتِ» افراد به دست خودشان است مگر اینکه از مرز عبور کرده باشند و خداوند آنها را در گمراهی خود گمراه کند (يعنی نگذارد در راه و هدفی که دارند به هدف خود برسند). کسانيکه آيات مطرح کردند: افراد بی ايمان، ظالمین، کافرین، فاسقین، و افراد مسرف مرتاب، بودند که خود در گمراهی هستند و نياز نيست کسی آنها را گمراه کند (به آن معنی که نويسنده فهميده).
نویسنده گفت: " هر که را بخواهد فهم ميدهدد و هر که را که نخواهد نميدهدد " (بقره، 255، 269، 372)، در هیچیک از آیات مورد اشاره نویسنده گفته نشده: "هر که را بخواهد فهم ميدهدد و هر که نخواهد نميدهدد"، در آیه 255 سوره بقره گفته شده: «لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِمَا شَاءَ: بجز به بخشی از دانش وی که خودِ او خواسته به آن دست یابند به چیز دیگری از دانش وی دست نمی یابند». یعنی مثلاً خدا خواسته که انسان به دانش رابطه میان ماده و زمان و مکان پی ببرد و پی برده است. و مثلاً نخواسته که به دانش تبدیل مرده به زنده پی ببرد و نبرده است. و در آیه 269 بقره گفته شده: « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ»: به کسیکه بخواهد حکمت بدهد حکمت ميدهدد». در جمله از « ایتاءِ حکمت» صحبت شده نه از دادن "فهم". فهم به معنی "حالی شدن" است، و حِـکـمَـة از حـُکـم، بر وزن فِـعـلَـة با دلالت بر هیئت (متد، الگو، سبک و سازمان، روند و فرایند)، بمعنی: سبک و سازمان و روند و فرایند حل و فصل مسائل و پیش بردن کارها می باشد. و «ایتاء» به معنی: آوردن، و دادن است، و مربوط به موارد مهم و کمياب و يا جدي است، و سختي در آن است. آخرین آیه مورد اشاره نویسنده که آیه 372 سوره بقره بود نیز در قرآن نیست. (بقره 286 آیه بیشتر ندارد). نویسنده گفت: " هر که را بخواهد مسلمان کند دلش را به اسلام مایل میگرداند و هر کس راکه نخواهد دلش در پذیرفتن ایمان سخت میکند " (انعام، 25، 107، 125، کهف، 57، بقره، 70، یونس، 99، و 100، جاثیه، 33). در آیات مورد اشاره نویسنده فقط یکی از آنها است که تقریباً شباهتی به آنچه نویسنده گفته دارد، و آن آیه 125 سوره انعام است. آیه 125 سوره انعام نیز در ادامه آیه ماقبل خود است و چنین می باشند: « وَ إِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ، اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ ـــ فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاسْلَامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ: و هر گاه آیه ای برای آنها آمد گفتند ما ایمان نمی آوریم تا اینکه مانند آنچه به پیامبران خدا داده شد به ما نیز داده شود، خدا بهتر می داند که رسالت خود را کجا و چگونه قرار بدهد (یعنی به چه کسی و چگونه بدهد)، کسانیکه مرتکب جرم شدند از طرف خدا خوار خواهند شد و به خاطر نقشه هائی که برای نقش بر آب نمودن دین پیاده کردند مجازات خدا شدید خواهد بود ــــ پس وقتی خدا بخواهد کسی را هدايت کند (یعنی رویه وی را خوب و نیک بکند) سينه وی را برای اسلام باز می کند، و هر که را بخواهد به ضلالت بکشد (یعنی تیپهائی مانند آنهائی که از آنها صحبت کرد را به حال خود رها و مجازات کند) سينه وی را تنگِ خفقان آور می کند، طوريکه گوئی دارد در جو بالا و بالاتر می رود. به اين ترتيب خدا بر کسانيکه ايمان نمیآورند پليدی می گذارد». چنانکه در آیات می بینیم، صحبت از ایمان آوردن نیست بلکه صحبت از هدایت و ضلالت است، و ضلالت در آیه مربوط به کسانی است که ایمان نمی آورند. نویسنده گفت: هر کس را که بخواهد مشمول رحمت خود میکند و میبخشد ، و هر کس را بخواهد عذاب ميدهدد "(آل عمران، 74 و 129، مائده 18)، آل عمران 74: « يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ: رحمت خود را برای کسیکه بخواهد ویژه می کند و خدا البته از نظر دادنِ چیزیکه درخواست آن نشده از همه بالاتر است (یعنی فضل وی در همه زمینه هاست)». «رحمت» به معنی: دادن چیزی بکسی که مستحق آن نيست ــ چشم پوشیدن از مجازات کسی که مستحق آن نيست ــ برطرف نمودن آسیب و گزند ــ دادن و کمک نمودن به کسی بیش از کاری که کرده ـــ برخورداری ـــ سلامتی ـــ باران ـــ مهربانی ــ آرزو. «فضل» بمعنی دادن چیزی به کسی است که درخواست آنرا نکرده است. و «عظیم» به معنی چیزی یا کسی است که بالاتر از آن وجود ندارد. این آیه بنابر آیات پیش از خود، پاسخی به طایفه ای از یهودیان و مسیحیان است و موضوع آن نیز هدایت و رسالت است. و چیزی که نویسنده گفته در این آیه نیست. آیه دیگر مورد اشاره نویسنده آیه 129 سوره آل عمران بود: وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ: هر چه در پدیده های فضائی و در زمین است مال خداست، برای کسیکه بخواهد به انتظار اصلاح شدن به تعویق می اندازد و کسیکه بخواهد را مجازات می کند. و خدا البته مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند و بیش از استحقاق نیز می بخشد». این آیه بنابر آیات پیش از خود مربوط به جنگ است، و معنی آن اینست که او (یعنی خدا) تعیین می کند که چه افرادی در چه شرایطی مجازات شوند و به چه کسانی فرصت داده شود. و در کار خدا اصل بر اینست که به هر کسی فرصت یک زندگی ميدهدد و روز رستاخیز حسابرسی می کند. آیه دیگر مورد اشاره نویسنده آیه 18 سوره مائده بود: وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ...: و یهودیان و مسیحیان گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان وی هستیم. به آنها بگو: پس چرا شما را به خاطر گناهانتان مجازات میکند؟ شما هم بشری از میان بشرهای دیگری که آفریده می باشید. برای کسیکه بخواهد به انتظار اصلاح شدن به آینده موکول می کند و کسیکه بخواهد را مجازات می کند،...». یعنی خدا تعیین می کند که برای چه گناهی و چه شرایطی به فرد فرصت داده بشود و یا مجازات بشود. نویسنده گفت: " هر که را که بخواهد عزیز میکند ، و هر که را بخواهد ذلیل میکند، به هر کس که بخواهد همه چیز ميدهدد و از هر کس که بخواهد همه چیز را میگیرد " (آل عمران، 26، اسراء، 21، 30)، آل عمران 26: قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ...: بگو: خدایا! تو مالک حاکمیت هستی، به کسی که بخواهی حاکمیت بدهی ميدهدی، و از کسیکه بخواهی بگیری میگیری. و کسیکه بخواهی عزیز کنی را عزیز می کنی و کسیکه بخواهی خوار کنی خوار می کنی ...». یعنی کسی نمی تواند جلو اراده خدا در کار و تصمیمی که دارد را بگیرد و خدا را شکست بدهد. و چیزیکه آیه گفت درست است. ( و البته در این آیه گفته نشده: از هر کس که بخواهد همه چیز را می گیرد). اسری 21: « انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا: ببین که چگونه آنها را (یعنی افراد بی ایمان و با ایمان را) با دادن چیزهای درخواست نشده از همدیگر متمایز نمودیم، و در آخرت درجات و تمایز از همدیگر بزرگتر خواهد بود». آنچه نویسنده گفته در این آیه نیز نیست و آیه بنابر آیات پیش از خود مربوط به دو گروه دنیاگرا و آخرت گرا می باشد. اسری 30: « إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا: خدای تو برای کسیکه بخواهد روزی وی را فراخ می کند و اندازه می دهد (یا تنگ می کند)، او بندگان خود را خوب می شناسد و انگیزه فعالیتهای آنها را می داند». چیزیکه نویسنده گفته در این آیه نیز نیست. و آیه مربوط به یک نفر است (یعنی کم و زیاد نمودن روزی در آیه مربوط به یک نفر است). بنابر آیات قرآن خداوند روزی فردی که بخواهد را کم و زیاد می کند که ببیند در شرایط رفاه و برخورداری و در شرایط ناداری چکار می کند. و عباد جمع عبد برای جمع بستن بنده خدا (یعنی فرد ایماندار) است، (بعبارتی آیه مربوط به ایمانداران است). نویسنده گفت: " هر کسی را که خدا ذلیل کند دیگر کسی او را عزیز نمیتواند کرد" (حج، 16و 18، آیه درست گفته است. کسانیکه خدا آنها را ذلیل کرده مانند فرعون و قوم لوط و قوم عاد و غیره، ذلت آنها همچنان بقوت خود باقی است و کسی نتوانسته آنها را عزیز کند. نویسنده گفت: " خداوند هر کسی را که بخواهد فراخ روزی میکند و هر کس را که بخواهد تنگ روزی میکند " (رعد، 26، عنکبوت، 62، روم، 37، سبا، 39، نور، 21، 34، 46)، در هیچیک از آیات مورد اشاره نویسنده گفته نشده: خداوند هر کسی را که بخواهد فراخ روزی میکند و هر کس را که بخواهد تنگ روزی میکند"، بلکه همه آیات مورد اشاره نویسنده مربوط به یک نفر میباشند (یعنی کم و زیاد نمودن روزی در آیات مربوط به یک نفر است). رعد 26: اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ...: خدا برای کسی که بخواهد روزی وی را فراخ و تنگ می کند، (فعل یقدر که به معنی اندازه دادن است در آیه بنابر قرینه خود که یبسط باشد به معنی تنگ نمودن است. و آیه مربوط به یک نفر است. بنابر آیات قرآن خدا روزی فردی که بخواهد آزمایش کند را کم و زیاد می کند که ببیند در شرایط رفاه و برخورداری و در شرایط ناداری چکار می کند). بقیه آیات مورد اشاره نویسنده نیز همینطور هستند: عنکبوت 62: اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ...». روم 37: أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ...». سبأ 39: قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ...». موضوع آیات 21 و 34 و 46 سوره نور نیز که نویسنده به آنها اشاره کرده، خارج از این موضوع است. نویسنده گفت: " و ما بعضی از مردم را بر بعضی دیگر برتری درجه دادیم تا عده ای از آنها عده دیگری را به خدمت خود گیرند " (زخرف، 32)، زخرف 32ــ 35: أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَةُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ــــ وَ لَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فَضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ــــ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ــــ وَ زُخْرُفًا وَ إِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ: آيا آنها هستند که نعمتهای خدا را تقسيم می کنند. ما ثروتهای آنها را در زندگی دنيا تقسيم کرديم و آنها را (یعنی ثروتهای آنها را) درجاتی بر همديگر برتری داديم (یعنی از نظر کارکرد و کاربرد متمایز نمودیم) تا با هم مبادله دو يا چند جانبه کنند. و بهشت خدا از آنچه جمع می کنند بهتر است ـــ اگر همه مردم (از نظر آفرینشی و حقوق) امت یگانه ای نمی بودند سقف خانه های کسانیکه که به خدا کفر می ورزند و پله هائی که بالای آن سقف میروند را از نقره درست می کردیم ـــ همینطور برای خانه های آنها درهائی از نقره و تختهائی از نقره که بر آن تکیه بزنند ـــ و همینطور خانه های آنها را با زیور آلات و جواهرات می آرائیدیم. ولی همه اینها کالای زندگی دنیا است و پیش خدا آخرت برای متقین است». نویسنده گفت: " آرزو و توقع بیجا در مزیتی که خدا برای بعضی بر بعضی دیگر قائل شده است مکنید " (نساء، 32)، نساء 32: « وَلا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا: و آرزوی دست نیافتنی هائی که خداوند شماها را با آنها بر یکدیگر (بر همدیگر) متمایز نموده مکنید، برای مردان بهره ای از آنچه با کار و تلاش خود بدست آورده اند می باشد و برای نیز زنان بهره ای از آنچه با کار و تلاش خود بدست آورده اند می باشد. و فضل خدا را از خدا بخواهید، خدا بر هر چیزی داناست». (تمنی بمعنی آروزی دوردست و دست نیافتنی، و دور از واقعیت و ذهنی می باشد). قرآن درس اخلاق داده و نویسنده هم با ایراد گیری خود آمده که درس اخلاق بده! نویسنده گفت: "بنگر که چگونه بعضی از مردم را بر بعضی دیگر برتری بخشیدیم ، و البته در آخرت برتری بسیار بیشتری به تعضی بر بعضی دیگر خواهیم داد " (اسراء، 21)، (منظور نویسنده از "تعضی" واژه "بعضی" بوده) پیش از این نویسنده گفت: " هر که را که بخواهد عزیز میکند ، و هر که را بخواهد ذلیل میکند، به هر کس که بخواهد همه چیز ميدهدد و از هر کس که بخواهد همه چیز را میگیرد "، و به آیات: (آل عمران، 26، اسراء، 21، 30)" اشاره کرد، و اینجا چیز دیگری گفته و باز به آیه 21 سوره اسری اشاره کرده است. بهرحال معنی و موضوعیت آیه را پیش از این دیدیم. نویسنده گفت: چنین است کار خدا ، که هر آنچه خواسته باشد میکند " (آل عمران، 40)، آل عمران 40: « قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ: (زکریا) گفت: خدایا من از کجا فرزند خواهم داشت در حالیکه من در پیری هستم و همسرم نازا است؟ (مَلَک) گفت: با این وجود خدا چیزیکه می خواهد را انجام می دهد». (واژه « فِعل» مربوط به انجام یک کار است و واژه «عمل» مربوط به انجام همه کارها یا کارهای زیاد). نویسنده گفت: " در کرده خدا چون و چرا نمیتوان کرد " (انبیاء، 23)، انبیاء 22ــ 23: « لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ــــ لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ». « اگر در آنها (یعنی در پدیده های فضائی و زمین) خدایانی غیر از خدا می بود بهم می ریختند. خدا مدیر و مدبر هستی از آنچه وصف می کنند به دور است ـــ از هیچیک از آنچه انجام ميدهدد پرسیده نمی شود ولی خودشان (یعنی مشرکین) پرسیده خواهند شد». وقتی حادثه ای در طبیعت رخ می داده مشرکین از جمله می گفته اند خدای فلان چیز از خدای فلان چیز حسابرسی نموده و بر وی خشم نموده! و آیه در پاسخ به آنها می گوید اگر در جهان خدایانی می بود نظام هستی بهم می ریخت، و بعد می گوید کسی در جهان نیست که از یک مورد کار خدا هم از وی حسابرسی و پرس و جو کند. (واژه « فعل» مربوط به انجام یک کار است و واژه «عمل» مربوط به تمام کارها یا کارهای زیاد). نویسنده گفت: " هیچ مرد و زن مؤمن را در کاری که خدا و رسول او بدان حکم کنند اختیاری نیست " (احزاب، 36)، احزاب 36: « وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا». « برای مرد مؤمن و زن مؤمن روا نیست که وقتی خدا و پیامبر وی مسئله ای را می گذرانند (یعنی قضاوتی برای آنها می کنند) انتخابی برای آنها در امورشان باشد. و هر کسیکه از خدا و فرستاده وی سرپیچی کند خیلی خیلی از دین دور شده است». یعنی انتخاب برای آنها وجود "دارد" ولی برای آنها روا نیست که بعد از قضاوت خدا و پیامبر برای خود قضاوت دیگری بکنند. و آیه مربوط به اندک مؤمنانی است که مشکلی داشته اند و برای قضاوت به پیامبر مراجعه می کرده اند، و در میان آن اندک، کسانی بوده اند که از داوری پیامبر خشنود نبوده اند، و راه حل دیگری را انتخاب "می کرده اند" (یعنی انتخاب و اختیار برای آنها وجود داشته است، ولی برای آنها روا نبوده است). (البته در دنیا وقتی دادگاهی حکمی صادر می کند کسی حق انتخاب حکم دیگری برای خود ندارد). نویسنده گفت: " هیچ مصیبتی به شما نمیرسد مگر به اذن خداوند" (تغابن، 11)، تغابن 11: « مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ: هیچ پیامدی بدون آگاهی خدا (یا خارج از قانون خدا) رخ نمی دهد. هر که به خدا ایمان داشته باشد خدا دل وی را هدایت می کند و خدا به همه چیز شناخت دارد». واژه «مصیبت (مصیبة)» ترکیبی است از «مصیب (که در اصل مُصوِب است بر وزن مُفعِل، اسم فاعل از مصدر اِصابة)» + «ة (تاء تأنیث یا مبالغه)». مصیبت در اصل به معنی: پیامد، دستاورد، نتیجه و بازتاب طبیعی و منطقی کار و عمل است (ولی بیشتر به دستاوردها و پیامدهای بد و ناگوار اطلاق میشود). و معنی آیه اینست که جهان و رویدادها قانون دارد و قانونمند پیش می آیند (به عبارتی "خدا از چیزی ناآگاه نیست") و کسیکه به خدا ایمان داشته باشد وقتی رخداد ناگواری در پیامد کاری برای وی پیش می آید، خدا دل وی را هدایت می کند که از آن عبور کند. و مخاطبین آیه ظاهراً هم ایمانداران هستند و هم افراد بی ایمان (که می گویند چرا برای کسانیکه به خدا ایمان دارند نیز پیامدهای ناگوار پیش می آید). نویسنده گفت: " هر کس خواستار دنیا باشد متاع دنیا را به او ميدهدیم ــ البته بشرط آنکه ما خود چنین اراده کرده باشیم ــ آنگاه جهنم را نصیب او میکنیم تا با خواری بدان در آید "(اسراء، 18). اسری 18 ـــ 19: « مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا ــــ وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا ». « کسانیکه دنیا می خواهند (یعنی دنبالِ جاه و جلال و مال و منال دنیا هستند)، برای کسی از آنها که بخواهیم، آنچه را بخواهیم برای او پیش می اندازیم (یعنی جلوتر از آخرت در دنیا به او ميدهدیم)، و بعدها جهنمی را برای وی درست میکنیم که نکوهیده بدور پرتاب شده به آن میرسد ـــ و کسانیکه آخرت را می خواهند و تلاش شایسته رسیدن به آن را بکنند و به آنچه می کنند ایمان داشته باشند، آنها تلاششان سپاس گذاشته خواهد شد». (منظور از "نکوهیده" نکوهشی است که خودِ فردِ جهنمی بخاطر انتخاب دنیاگرائی و زندگی دنیاگرایانه خود از خود می کند، و منظور از "بدور پرتاب شده" چنانکه در جاهای دیگر قرآن آمده اینست که افراد جهنمی را با هل دادن و پرتاب نمودن دور می کنند و بطرف جهنم و به جهنم می برند). معنی آیات اینست که انتخاب دنیا و آخرت هر دو به دست خود انسان است، و کسانیکه دنبال دنیا هستند تا آنجا که دنیا گرائی آنها صرفاً یک عیش و عشرت فردی باشد و ستمی به کسی نشود خداوند به آنها ميدهدد، ولی این عیش و عشرت آنها در حالی که نیازمندانی را می بینند و به آنها کمک نمی کنند نهایتاً آنها را به جهنم خواهد برد. ------------------------------------------------------- نویسنده ادامه ميدهد: در مورد ساره ترین امور زندگی روزمره آدمیان نیز از آنان سلب اختیار شده و حتی در مسائلی مانند مسکن و لباس و خوراک و کشت و کار هیچ سهمی برای خود آنان منظور نشده است : برای شما لباس خلق کردیم تا از گرما و سرما محفوظ باشید و برای سکونت دائم شما خانه ها را برایتان ساختیم و برای سکونت موقتتان خیمه هائی را از پوست چهارپایان ترتیب دادیم تا در وقت حرکت سبک باشید ، و از پشم و کرک و موی این چهارپایان برای شما اثاثه منزل و متاع های مختلف خلق فرمودیم (نحل، 80)، و در کوهها و جاده ها راههائی برای رفت و آمد شما تعبیه فرمودیم (انبیاء، 31)، و برای حفظ شما از گرما از درختان سایبان ساختیم و نیز دیوارهای کوهها و غارها را برایتان پوششی در برابر آفتاب قرار دادیم (نازعات، 32)، و به زمین قطعاتی مجاور یکدیگر دادیم که یکجا باغ انگور باشد و جائی مزرعه غلات و جائی دیگر نخلستان (رعد، 3)، و بعضی از میوه ها را برای خوردن بر برخی دیگر برتری دادیم (رعد، 4). پاسخ: وقتی می گوئیم دولت مردم را با سواد می کند منظور این است که زمینه و هزینه و سیاست گذاری آن را دولت انجام ميدهدد نه اینکه اعضای هیئت دولت به مردم خواندن و نوشتن یاد می دهند. و به این مجاز گفته می شود. اگر در جائی در قرآن گفته شده: ما از پشم و کرک و موی این چهارپایان برای شما اثاثه منزل خلق کردیم، متأسفانه این مجاز است. و معنی آن اینست که جهان ماده نمی دانسته که موجودی بنام بشر پیدا خواهد شد و این مواد اولیه و قانونمندیهای آن را نیاز خواهد داشت و این ما بوده ایم که این چیزها را می دانسته ایم، و گر نه کاش چنانکه نویسنده می گفت: حتی در مسائلی مانند مسکن و لباس و خوراک و کشت و کار هیچ سهمی برای ما منظور نمی شد و ما در آنها سلب اختیار می شدیم، و همه چیز برای ما آماده می بود یا می شد. چه کسی بود که نمی خواست؟! ------------------------------------------------------- نویسنده ادامه ميدهد: به موازات این قانونی که بر آدمیان به صورت فردی حکمفرما است ،قانون مشابهی نیز بر زندگی دسته جمعی اقوام و ملل جهان حکمفرما است: "صاعقه غضب خود را بر سر هر قومی که بخواهیم فرود می آوریم" (رعد، 13)، "... چون بخواهیم اهل دیاری را هلاک کنیم فرمانروایان آنرا وامیداریم تا راه فسق بروند و مستحق کیفر شوند ، آنگاه آنها راهلاک میکنیم " (اسرائ 16 و 17)،"و حرام است بر هر شهری که باید مردم آن هلاک شوند که آن مردم از کفر خود توبه کنند " (انبیاء ،95 )، "بر گردنشان تا زنخ زنجیر عذاب نهادیم و راه پس و پیش را بر آنان بستیم و پرده بر چشمها و دلهایشان افکندیم "(یس،7-10)، "تند بادی سرکش فرستادیم که هفت شب و هشت روز متوالی بر آنها مسلط بود ،و جملگی مانند ساقه نخل خشک شده ای به خاک هلاک افتادند " (حاقه ،6 و 7 )، "پس آنها را صاعقه آتش در گرفت در حالیکه نه توان گریختن داشتند و نه یار و مددکاری برای خود یافتند " (ذاریات ،44 و 45)،"و برای هلاک آنها صیحه ای از آسمان فرستادیم که همه مانند گیاه خشک شدند "(قمر ريال31)،" و تنور آتش بر آنها بجوشید " (هود ،40)،"و عذاب خدا به شکل بادی سهمگین بر آنها روی آورد و چون صبح شد جز خانه های ویران از آنها اثری نماند "(احقاف،24و25 )،" دیدگانش را بی نور کردیم و گفتیم که اینک عذاب قهر و انتقام ما را بچشید "(قمر ،37 و 39 )،"زلزله ای سخت فرستادیم که برای آنان مرگ مسلم بهمراه آورد"(عنکبوت ،37 )،"تند بادی خزانی به سوی آنان فرستادیم که بر هر چه میوزید آنرا مانند استخوان میپوسانید(ذاریات، 41 و 42)،" بر آنان سنگباران عذاب نازل کردیم "(حجر ، 73 و 74)،"قسم به آسمان بلند و قسم به روز موعود که همه اصحاب اخدود را کشتیم "(بروج ،1 -4)،" و جز نوح و اصحابش همه را غرق دریای هلاکت گردانیدیم ،و همانا خدای تو خدای رحیمی است "(صافات ،82 )،" وقوم لوط را جز اهل بیت او با سنگباران عذاب هلاک ساختیم و همانا خدای تو توانا و مهربان است "(شعرا ،172 و173 )،"پس از هلاک اینان اقوامی دیگر پدید آوردیم ،و آنها را نیز یکی بعد از دیگری به خاک هلاک انداختیم تا سرنوشت هر قوم را عبرت دیگران قرار دهیم"(مومنون،31 و 41 )، "اصحاب حجر رسولان ما را تکذیب کردند و برای فرار از خطر در کوهها منزل گزیدند ،اما ما صبحگاهی آنانرا در همان بالای کوههابا صیحه عذاب نابود کردیم "(حجر ،80 )،" قوم عاد سرکشی کرد و ما با تند بادی در ایام نحس عذاب ذلت را به آنها چشاندیم "(اعراف،73 )، "قوم هود شتر صالح را پی کردند ،پس بر آنان زلزله ای فرستادیم که همه را در خانه هایشان از پای در آورد"(اعراف،74)،"و قوم شعیب را چنان هلاک کردیم که گوئی هرگز درروی زمین نبوده اند "(هود ،94 )، "و نیز اصحاب رس را ،و بسیار طوایف و اقوام دیگر را به کیفر کردارشان هلاک کردیم "(فرقان ،38 )،" و قارون را با همه ضیاع و عقارش به زیر زمین فرو بردیم "(قصص،81 ). پاسخ: اینکه پیامبرانی بوده اند و به اقوامی هشدار داده اند و فایده نکرده و آن اقوام معجزه آسا نابود شده اند البته از نظر نویسند افسانه است، و نویسنده منطقاً نمی تواند به آنها ایراد بگیرد. ولی بهرحال حالا که ایراد گرفته این به چه معنی است؟ وقتی نویسنده این ایرادات را می گیرد این به این معنی است که از نظر نویسنده کارهائی که آن اقوام می کرده اند کارهائی درست و اصولی بوده و دلایل قرآن برای از میان بردن آنها دلایلی نادرست و غیر اصولی بوده است. یعنی مثلاً قوم لوط که: بنابر آیه ۷۰ سوره حجر: حق لوط در رابطه داشتن با دیگران را برسمیت نمی شناخته اند، و بنابر آیه ۳۱ سوره عنکبوت: روابط ستمگرانه داشته اند، و بنابر آیه 84 سوره اعراف مجرم بوده اند. یعنی با نیرنگ از دیگران بهره وری می کرده اند یا آنها را از بین می برده اند. و بنابر آیه 81 سوره اعراف: همجنسگرا و قومی مسرف بوده اند، و بنابر آیه 30 سوره عنکبوت: مفسد بوده اند. یعنی: از وضعیت اعتدال و متعارف در امور خارج شده و یا از رسیدن دیگران به آن جلوگیری می کرده اند، و بنابر آیه 29 سـوره عـنکـبـوت: راه زنـی می کـرده انـد و در انـجـمـنـهـای خـود به کـارهـای نـاپـسـنـد می پرداخته اند، این کارهای قوم لوط از نظر نویسنده کارهای درست و اصولی بوده و او از آنها جانبداری می کند. تصور اینکه اگر او آن زمان می بود یکی از آنها می بود نیز تصور بیجائی نیست. (البته ترجمه آیاتِ مورد نویسنده نیز دقیق نیست. مثلاً در آیه 40 سوره هود گفته نشده: " و تنور آتش بر آنها بجوشید "، یا مثلاً در آیه 16 سوره اسری واژه "فرمانروا" و واژه "وامیداریم" وجود ندارد. آیه 16 سوره اسری در پرسش 153 ترجمه شده است). ------------------------------------------------------- بقيه بررسی اين کتاب پس از چاپ شدن روی اينترنت گذاشته خواهد شد
|