|
صفحه اصلی بـررسـی نـوشـتـه هـای مـخـالـف قــرآن |
|
قوانین در آئین های توحیدی بخش دوم نویسنده ادامه ميدهد: دست کم در دو مذهب از سه مذهب «توحیدی» هنرهای زیبا که از آغاز تمدن بشری همواره از اجزای اصلی فرهنگ و مدنیت به حساب آمده اند، یا جای بسیار کمی دارند، یا اساساً جائی ندارند. به تذکر مارگولیوث Margoliouth در میان رشته های شش گانه هنرهای زیبا، یعنی موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، درام، شعر و معماری، تنها رشته آخرین بصورت روشن، و رشته ماقبل آخر با قید کراهت و با تذکر اینکه «از شعرا تنها سبک مغزان پیروی می کنند» (نمل، 224)، مورد قبول اسلام قرار گرفته اند و چهار رشته دیگر نفی شده اند، همچنانکه در آئین یهود منع پیکر سازی اولین و مهمترین فرامین دهگانه خداوند یهوه است. در عوض موسیقی در این آئین ها تا حد زیادی پذیرفته شده و حتی یکی از حرفه های سه گانه همه مردم جهان شناخته شده است پاسخ: نویسنده گفت که: دست کم در دو مذهب از سه مذهب «توحیدی» هنرهای زیبا که از آغاز تمدن بشری همواره از اجزای اصلی فرهنگ و مدنیت به حساب آمده اند، یا جای بسیار کمی دارند، یا اساساً جائی ندارند. چنانکه در بررسی فصل "اسطوره آفرینش" گفتیم اگر چیزی در قرآن باشد که پیش از قرآن بوده باشد نویسنده می گوید که این در فلان جا و فلان جا بوده و هست، یعنی این چیز مهمی نیست، آنجاها بوده و از آنجاها گرفته؛ و اگر چیزی در قرآن باشد که در جاهای دیگر نباشد نویسنده می گوید این در هیچ جا گفته نشده، یعنی باز هم چیز مهمی نیست و صحت ندارد چون در جائی گفته نشده؛ حالا هم در اینجا می گوید: فلان چیزها که از آغاز تمدن بشری با انسان بوده اند در قرآن نیامده اند، یعنی قرآن به آنها اهمیتی نداده؛ اگر در قرآن میآمدند نیز نویسنده می گفت این چیزها از آغاز تمدن بشری با بشر بوده و چیزی نیست که خدا بخواهد معجزه کند و به یک پیامبر وحی کند و انسان بخواهد آنها را از کتابهای آسمانی بگیرد. نویسنده گفت که: به تذکر مارگولیوث در میان رشته های شش گانه هنرهای زیبا، یعنی موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، درام، شعر و معماری، رشته های موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی و درام در اسلام نفی شده اند. هیچکدام از چهار مورد مزبور (یعنی رشته های موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی و درام) در قرآن نفی نشده، چیزیکه در قرآن نفی شده بت سازی و بت پرستی است. نویسنده گفت که: به تذکر مارگولیوث در میان رشته های شش گانه هنرهای زیبا، یعنی موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، درام، شعر، رشته شعر با قید کراهت و با تذکر اینکه «از شعرا تنها سبک مغزان پیروی می کنند» (نمل، 224)، مورد قبول اسلام قرار گرفته البته آیه مورد اشاره نویسنده در مورد شعرا در سوره نـَمِـل نیست. سوره نمل 93 آیه بیشتر ندارد. آیه مزبور در سوره شعراء (شاعران) است. شعراء 224 ـــ 226: « وَالشـُّعـَرَاءُ يَتتـَّبِـعُـهُـمُ الـْغـَاوُونَ ـــ أَلَـمْ تـَرَ أَنـَّهـُمْ فِـي كـُلِّ وَادٍ يَـهـِيـمُـونَ ـــ وَأَنـَّهـُمْ يَـقـُولـُونَ مَا لا يَـفـْعـَلـُونَ : و افرادی که نه تنها از واقعیات فرار می کنند بلکه چیزهای غیر واقعی را نیز جانشین آن می کنند هستند که بطور حرفه ای دنباله روی شاعران می کنند ـــ آیا نمی بینی که آنها (یعنی شاعران) در هر دره ای بدون هیچ چشم اندازی می روند؟ ـــــ و چیزهائی را می گویند که آنرا انجام نمی دهند»؟ (تبعیت بمعنی پیروی نمودن پیوسته و حرفه ای است. و غاوی بمعنی کسی است که نه تنها چیز واقعی (چیزِ مورد نظر واقعی) را قبول ندارد بلکه چیز نادرستی را نیز جایگزین آن می کند. هيمان صفتی است برای کسانیکه که هويت، ماهيت، معيار، مبانی، اصول و نظام فکری مشخصی ندارند. و انسان با آنها چيز بدرد بخوری بدست نميآورد). جمله « أَلَـمْ تـَرَ أَنـَّهـُمْ فِـي كـُلِّ وَادٍ يَـهـِيـمُـونَ » استعاره است و احتمالاً منظور آن اینست که شاعران به همه چیز می پردازند و در نهایت نیز عملاً چیزی ندارند و چیزی نیستند، نه برای خود و نه دیگران. نویسنده گفت: در آئین یهود منع پیکر سازی اولین و مهمترین فرامین دهگانه خداوند یهوه است. در عوض موسیقی در این آئین ها تا حد زیادی پذیرفته شده و حتی یکی از حرفه های سه گانه همه مردم جهان شناخته شده است در آئین یهود البته اگر پیکر سازی نفی شده باشد بعنوان یک حرفه و هنر و ذوق و خلاقیت نفی نشده بلکه به این خاطر نفی شده که آن دوران دوران بت پرستی بوده و پیکر سازی بت سازی و ساختن پیکر فرمانروایان بوده است. ---------------------------------------------------------- نویسنده ادامه ميدهد: در اسلام نه تنها موسیقی راهی به مذهب ندارد، بلکه حتی موسیقی غیر مذهبی نیز در تمام تاریخ اسلام با دشمنی سرسختانه فقیهان و متشرعان مواجه بوده و بهمین جهت عرفا و صوفیان و جرم «سماع» (منظور نویسنده "به جرم سماع" بوده یعنی به جرم گوش دادن) مورد طعن و آزار قرار گرفته اند. پاسخ: نویسنده ابتدا گفت که: در اسلام "موسیقی راهی به مذهب ندارد" ولی بعد گفت: "موسیقی غیر مذهبی" در تمام تاریخ اسلام با دشمنی سرسختانه فقیهان و متشرعان مواجه بوده. --------------------------------------------------------- نویسنده ادامه ميدهد: قوانین جزائی هر سه آئین «توحیدی» آنطور که در تورات و انجیل و قرآن آمده است، در شرایط کنونی تمدن بشری قوانینی هستند که هیچ جامعه متمدنی ــ هر قدر هم که کسانی از افراد آنها با خلوص نیت از ایمان یهودی یا مسیحی و یا اسلامی خود دفاع کنند و روزهای جمعه و شنبه و یکشنبه به مسجد یا کنیسه و یا کلیسا روند ــ نه حاضر به اجرای آنها است و نه حتی می تواند بر آنها صحه بگذارد. پاسخ: حق و حقوق و قوانین جزائی که در قرآن مطرح شده همگی درست، اصولی، منطقی و حق می باشند. اینکه کسی یا جامعه ای آنها را بپذیرد یا نپذیرد، مسئله خود فرد و جامعه است و به مذهب مربوط نمی شود. وقتی کسی آگاهانه و بناحق و بیجا و بیمورد و بی دلیل یک لگد به کسی می زند، حق وی اینست که یک لگد بخورد، خواه جامعه متمدن یا افراد این حق و حقوق را قبول داشته باشند خواه نداشته باشند. مذهب می گوید لگد نزن تا لگد نخوری، گوش کسی را نبر تا گوش ترا نبرند، کسی را نکش تا ترا نکشند، و همینطور الی آخر. چیزی که مذهب می گوید چیزِ درست، اصولی، منطقی، حق و بجاست، اینکه جامعه متمدنی آنرا نپذیرد اشکالی نیست که به مذهب وارد باشد. ------------------------------------------------------ نویسنده ادامه ميدهد: در قرآن خداوند از صورت پدر آسمانی مسیحیت به هویت توراتی «ولم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب» باز می گردد (بقره، 179)، و بر قانون توراتی چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان ــ که خود آن اقتباس کلمه به کلمه از قانون حمورابی است ــ تأکید می گذارد (بقره، 194، نساء 92، مائده، 45، نحل، 126، اسری، 33، شوری، 40، حج، 60). در مورد دیگر گفته می شود که دست مرد و زن دزد را قطع کنید (مائده، 38). و همین کیفر برای محاربین با خدا و مفسدین فی الارض تعیین می شود: «مجازات آنانکه محارب خدا و رسول اویند و در زمین فساد می کنند این است که به دار آویخته شوند یا دست ها و پاهایشان در جهت مخالف بریده شود» (مائده، 33، اعراف 124، طه، 71، شعراء، 49). پاسخ: نویسنده گفت که: در قرآن خداوند از صورت پدر آسمانی مسیحیت به هویت توراتی «ولم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب» باز می گردد (بقره، 179)، آیه 179 بقره چنین است:« وَ لـَكـُمْ فِـي الْـقِـصَاصِ حَـيَـاةٌ يَـاأُولِـي الاَلـْبـَابِ لَـعَـلّـَكـُمْ تـَتـَّقـُونَ: قصاص زندگی شما را تضمین می کند ای خردمندان! باشد که آنرا سپر حفظ حیات خود قرار دهید». معنی آیه اینست که وقتی کسی بداند با کشتنِ کسی خودِ وی را خواهند کشت، کسی را نمی کشد. (مگر اینکه پذیرفته باشد که چنین بهائی را بپردازد). نویسنده گفت که قرآن: بر قانون توراتی چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان ــ که خود آن اقتباس کلمه به کلمه از قانون حمورابی است ــ تأکید می گذارد (بقره، 194، نساء 92، مائده، 45، نحل، 126، اسری، 33، شوری، 40، حج، 60). آیات مورد اشاره نویسنده چنین هستند: بقره 194: « الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ: ماه حرام با ماه حرام است (يعنی: حرام بودن ماههای حرام در صورتی موضوعیت دارد که حرمت آن از جانب طرفین رعايت شود)، ولی شکستن حرمتها مقابله بمثل خواهند داشت! بنابر اين اگر کسی (در ماههای حرام) نيز به شما تجاوزی کرد، به همان اندازه که وارد حريم شما شده او را پس بزنيد. رهنمودهای خدا را بکار گيريد و بدانيد که وی با کسانی است که از حد فراتر نمیروند». نساء 92: « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا. فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا: هیچ مؤمنی مؤمنی را نمی کشد مگر به اشتباه. و اگر کسی مؤمنی را اشتباهاً بکشد مؤمن برده ای را آزاد کند و خون بهای درست و سالمی نیز به خانواده مقتول بدهد مگر اینکه خودِ آن خانواده از آن گذشت کنند. اگر فرد کشته شده از قومی باشد که دشمن شما است و مقتول ایماندار باشد (قاتل) یک برده مؤمن را آزاد کند. و اگر مقتول از قومی باشد که میان شما و آنها پیمانی باشد (قاتل) خون بهای درست و سالمی را به خانواده مقتول بدهد و برده مؤمنی را آزاد کند. اگر کسی (برده ای را برای آزاد کردن) پیدا نکرد دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد، این پذیرشی از جانب خداست و خدا داناست و با حکمت کار می کند». (منظور از خون بهای "درست و سالم" در آیه اینست که اگر خون بها حیوانات یا اشیاء قیمتی باشند درست و سالم باشد). مائده 45: « وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ : و بر آنها (یعنی بر یهودیان) نوشتیم که: زندگی در عوض زندگی، چشم عوض چشم، بینی عوض بینی، گوش عوض گوش، دندان عوض دندان، و زخمهائی که اثر آنها می ماند نیز قصاص دارند. آنکه آنرا تصدیق کند همان کفاره خود وی خواهد بود (یعنی اگر فرد آسیب دیده قانون قصاص و آسیبی که دیده را بپذیرد و قصاص نکند خداوند معادل بخشش وی به وی پادش می دهد یا از گناهان وی در می گذرد) و کسانیکه با آنچه خداوند نازل نموده حکم نمی کنند آنها خودشان ستمگرند». نحل 126: « وَ إِنْ عَـاقـَبْـتـُمْ فـَعَـاقِـبُـوا بـِمـِثـْلِ مَـا عُـوقـِبْـتُـمْ بِـهِ وَلَـئِـنْ صَـبَـرْتـُمْ لـَهُـوَ خَـيْـرٌ لِلصَّـابـِرِيـنَ : و اگر خواستید مجازات کنید همانگونه (یا همان اندازه) که آسیب دیده اید مجازات کنید. و اگر صبر کنید، آن (یعنی صبر کردن) برای افراد صبور بهتر است». اسری 33: « وَلَا تـَقـْتـُلـُوا الـنّـَفـْسَ الـَّتِي حَـرَّمَ الـلّـَهُ إِلاّ بِالْحـَقِّ وَمَنْ قـُتـِلَ مـَظْـلُـومًا فـَقـَدْ جـَعـَلـْنـَا لـِوَلِـيّـِهِ سُـلْـطَانًا فـَلا يُسْرِفْ فِي الْـقـَتـْلِ إِنّـَهُ كَـانَ مَـنْـصُـورًا: کسی را جز در موارد بجا و بمورد نکشید که خداوند کشتن انسان را تحریم نموده. و اگر کسی بناحق کشته شود به ولیِ وی اختیار داده ایم، و نباید در کشتن زیاده برود (یعنی غیر از قاتل کسی را نکشد). او (یعنی مقتولِ ستمدیده یا ولیِ ستمدیده وی) حمایت ما را خواهد داشت». شوری 40: « وَ جَـزَاءُ سَـيّـِئَـةٍ سَـيّـِئـَةٌ مـِثـْلـُهَـا فـَمَـنْ عَـفـَا وَ أَصْـلَـحَ فـَأَجْـرُهُ عَـلَى الـلّـَهِ إِنّـَهُ لا يُحِبُّ الـظّـَالِـمِـيـنَ: و مجازات بدی شنیدن (یا بدی دیدن) گفتن یا رساندنِ همان بدی است. ولی کسیکه گذشت کند و رابطه با (کسیکه بوی بدی گفته یا بدی کرده) را دوباره درست کند پاداش وی بر خدا خواهد بود. خدا بد گویان (یا بدکرداران) را دوست ندارد». حج 60: « ذَلِكَ وَ مَـنْ عَـاقـَبَ بِـمـِثـْلِ مَـا عُـوقـِبَ بِـهِ ثـُمَّ بُـغِـيَ عَـلَـيْـهِ لـَيَـنْـصُرَنـَّهُ الـلّـَهُ إِنَّ الـلّـَهَ لَـعَـفـُوٌّ غَـفُـورٌ: به این ترتیب، و اگر کسی همانگونه (یا همان اندازه) که آسیب دیده باشد مجازات کند و بعدها مورد تهاجم مسلحانه قرار بگیرد، خداوند قطعاً بموقع بوی کمک خواهد نمود. خداوند گذشت می کند و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن در آینده به آینده موکول می کند». (« بغی»: مربوط به ستم و تهاجم مسلحانه است. و « ظلم» مربوط به حالات مسالمت آمیزِ ستم و تهاجم و غیره است. غفور بمعنی: کسی است که موقتاً مسائل را کنار می گذارد تا در آینده تکلیف آنها را روشن کند. و نصر بمعنی: سر بزنگاه و بموقع کمک کردن است). نویسنده گفت: در مورد دیگر گفته می شود که دست مرد و زن دزد را قطع کنید (مائده، 38). مائده 38ــ 40: « وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ـــ فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ــــ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ: دستِ زنِ دزد و دستِ مرد دزد را ببريد. این پیامدِ عمل خودِ آنها و مجازاتی است از جانب خدا. خدا نيز ضمن اينکه قدرتمند است مسائل را اصولی حل و فصل ميکند ـــ ولی اگر فردِ دزد مدت کوتاهی پس از دزدیِ خود توبه بکند و موردِ دزدی را برگرداند خدا توبه او را می پذیرد (یعنی بخشیده می شود و دست وی بریده نمی شود). خداوند مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند و بیش از استحقدق نیز می بخشد ـــ مگر نمی دانی که خدا مالکِ پدیده های فضائی و زمين است؟! (يعنی دریاها و خشکیها مال خداست و برای ماهیگیری و کشاورزی و دامداری و غیره است و مـبـنای معـقـولی برای دزدی کردن وجود ندارد). هر که را بخواهد مجازات می کند و برای هر که بخواهد می آمرزد، و خدا بر هر کاری توانا است». (یعنی خدا تعیین می کند که برای چه نوعی از خلافکاری و در چه شرایطی فرد خلاف کار باید مجازات بشود و برای چه نوعی یا در چه شرایطی آمرزیده می شود). و واژه سرقت البته مربوط به دزدیهای بزرگ است. نویسنده گفت که: و همین کیفر (که منظور نویسنده قطع کردن دست مرد و زن بود) برای محاربین با خدا و مفسدین فی الارض تعیین می شود: «مجازات آنانکه محارب خدا و رسول اویند و در زمین فساد می کنند این است که به دار آویخته شوند یا دست ها و پاهایشان در جهت مخالف بریده شود» (مائده، 33، اعراف 124، طه، 71، شعراء، 49). آیات مورد اشاره نویسنده چنین هستند: مائده 33: « إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُـقـَتـَّلـُوا أَوْ يُصَلـَّبـُوا أَوْ تُـقـَطَّعَ أَيْـدِيـهِـمْ وَأَرْجُـلُـهُـمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُـنْـفَـوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَـهُـمْ خِـزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَـذَابٌ عَظِيمٌ: مجازات کسانیکه با خدا و فرستاده اش می جنگند و برای فساد در زمین کار می کنند جز این نیست که: یا کشته شوند، یا به دار آویخته شوند، یا دست و پای آنها بر خلاف همدیگر بریده شود و یا تبعید شوند. این خواری آنها در دنیا است و در آخرت نیز بالاترین مجازات را خواهند داشت». آیه می گوید کسانیکه با خدا و پیامبر وی می جنگند، یعنی کسانیکه به محمد اجازه نمی دهند حرف خود را بزند و به مردم اجازه نمی دهند که انتخاب کنند، و بناحق مسلمانان را مورد شکنجه قرار ميدهدند و مجبور به هجرت می کنند و می کشند مجازاتشان غیر این نیست که: اگر به میدان جنگ بیایند باید آنها را کشت، و اگر خارج از میدان جنگ و وضعیت جنگی مسلمانان را بکشند، باید آنها را به دار آویخت، یا دست و پای آنها را بر خلاف همدیگر برید و یا تبعید کرد. اگر مجازات آنها این نیست پس کدام است؟ اعراف 124ــ 125: « قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ـــ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ : فرعون (به ساحران گفت): آیا پیش از اینکه به شما اجازه بدهم به او (یعنی به موسی) ایمان آوردید؟! این نقشه ای بوده که شماها با موسی در شهر با هم ریخته بوده اید تا شهروندان آن (یعنی بنی اسرائیل) را از شهر بیرون ببرید! خواهید دید! ـــ دست و پاهای شما را بر خلاف همدیگر خواهم برید و سپس همه شماها را به دار خواهم آویخت»! این آیه که نقـل قـول حرف فـرعون است و به قـوانین آئین های توحیدی ربطی ندارد. طه 71: « قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى: (فرعون) گفت: پیش از اینکه به شما اجازه بدهم به او (یعنی به موسی) ایمان آوردید؟ حتماً خودِ موسی معلم شما بوده است. دست و پاهای شما را خلاف همدیگر خواهم برید و شما را به تنه های درخت خرما خواهم آویخت، و خواهید دانست که کدامیک از ما مجازات شدیدتری دارد و ماندگارتر است». این آیه هم نقـل و قـول حرف فـرعـون است و ربطی به قـوانین آئین های توحیدی ندارد. شعراء 49: « قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ». «(فرعون) گفت: به او (به موسی) ایمان آوردید پیش از اینکه به شما اجازه بدهم؟ حتماً خودِ موسی معلم بزرگِ شما بوده که سحر به شما یاد داده! خواهید دید! دست و پاهای شما را بر خلاف همدیگر خواهم برید و همگی شما را به دار خواهم آویخت». این آیه هم نقل و قول حرف فـرعـون است و به قوانین آئین های توحیدی ربطی ندارد. ------------------------------------------------------ نویسنده ادامه ميدهد: بسیاری از محققان این قانون روزه داری ماه رمضان را نشانی از این دانسته اند که شارع اسلام از وضع جغرافیائی و اقلیمی مناطقی که در آنها گاه طول روز به بیشتر از بیست ساعت می رسد و در مناطقی نیز حتی خورشید غروب نمی کند بی خبر بوده است. گولد تسیهر در اشاره بدین مشکل می پرسد آیا می باید فرض کرد که این مقررات به همه جهانیان مربوط می شوند یا نه تنها به ساکنان شبه جزیره عربستان، زیرا که محتوای آنها اختصاصاً مناطق و گرم آفتابی این شبه جزیره و مسائل روزمره صحرا نشینان آنرا دربر می گیرد و هیچ محلی در آن برای ساکنان مناطق سردسیر و غیر آفتابی کره زمین که ممکن است مسلمان شوند منظور نشده است. پاسخ: بقره 184: « أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ : روزه در روزهای مشخصی است. اگر کسی از شما در آن روزها مريض بود يا در مسافرت، روزهای ديگری را روزه بگيرد. و کسانيکه از روزه گرفتن رنج می برند، بجای روزه گرفتن بينوائی را (طی روزهای روزه) غذای رسمی و کیفی بدهند. هر که به خواست خود انجام کار خیری را بعهده بگیرد (در اینجا یعنی بینوایان بیشتری را غذا بدهد) خیر آن برای خودِ وی خواهد بود. روزه گرفتنِ شما نيز اگر آنرا بشناسيد به سود خود خواهيد ديد». در این آیه تکلیف کسیکه در ماه رمضان مریض است، و تکلیف کسیکه در مسافرت است و تکلیف کسیکه از روزه گرفتن رنج می برد (یعنی از جمله کسیکه زمان روزه گرفتن برای وی طولانی است) مشخص شده است. ------------------------------------------------------ نویسنده بدنبال بحث از غنیمت در تورات اینطور ادامه ميدهد: آیات متعددی در قرآن بنوبه خود بدین غنیمت گیری و مسائل مربوط بدان اختصاص یافته اند (بقره، 212 و 245، انفال، 1، 41، 69 ، فتح، 19ــ21، حشر، 6 ــ10، ممتحنه، 11). در سوره انفال ترتیب تقسیم غنائم دقیقاً تشریح شده است، و معروف است که سرداران اسلام پیش از هر پیکاری این سوره را برای جندیان خود می خواندند تا شور و حرارت آنانرا برانگیزد. در یکجا اکیداً توصیه شده است که مؤمنین فرصت را از دست ندهند و برای کسب غنیمت عجله کنند: «خداوند کسب غنائم را به شما وعده داده است، و بر شما است که در آن شتاب کنید» (فتح، 20). پاسخ: تنها در یک آیه از قرآن وعده غنیمت داده شده و دلیل آن نیز بیان شده: فتح 20: « وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا: خدا گرفتنِِ غنیمتهای زیادی را به شما وعده داد و آنرا پیش تر از موعد برای شما تحقق داد، و دست مردم را از سر شما کوتاه کرد، تا برای ایمانداران آیه ای باشد و شما را به موضع برابر با دشمن برساند». آیه می گوید گرفتن غنائم زیادی را به مسلمانان وعده داده تا برای مؤمنان آیه ای باشد (یعنی وقتی مؤمنین ببینند که آنچه وعده داده می شود تحقق پیدا می کند نشانه ای باشد برای آنها که این قرآن سخن خداوند است. و آیات اینچنینی البته از معجزات قرآن است) و آنها را با دشمن به موضع برابر برساند. چیزهائی که نویسنده گفت مبنی بر اینکه در آیه توصیه شده که: "مؤمنین فرصت را از دست ندهند و برای کسب غنیمت عجله کنند" و "بر شما است که در آن شتاب کنید"، طبعاً انشای خود نویسنده است و چنین چیزهائی در آیه 20 سوره فتح و یا در جای دیگری از قرآن نیز گفته نشده. ------------------------------------------------------ نویسنده ادامه ميدهد: در زمان جهاد اسلامی اسیر گرفتن زنان و کودکان به عنوان غنیمت جنگی مجاز است. حتی زنان شوهر داری هم که در این جنگ ها به غنیمت گرفته می شوند می توانند به مالکیت مردان عرب در آیند (نساء، 24). پاسخ: چیزهائی که نویسنده در اینجا گفته در هیچ جای قرآن گفته نشده است. در آيه 24 سوره نساء، "جنگ" وجود ندارد، "مالکيت مردان عرب" وجود ندارد، و به غنيمت گرفتن زنان و کودکان وجود ندارد. در اسلام نيز ازدواج مرد و زن ايماندار با مرد و زن بی ايمان وجود ندارد (آیه 221 سوره بقره). چنانکه در آيه 10 و 11 سوره حجرات آمده: اگر زنی تغییر عقیده بدهد (چه از ایمانداران باشد و بی ایمان بشود، و چه از بی ایمانان باشد و ایمان بیاورد) و به جریان مخالف بپیوندد، به همسر خود حرام می شود. یعنی هم پیوند زناشوئی وی با همسرش لغو میشود و هم نمی توانند با هم همسر بشوند. ------------------------------------------------------ فروردین 1382
|